بن آندر وود، پسری است که در سه سالگی بینایی خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داد، اما از همان کودکی یاد گرفت که چگونه بدون داشتن چشم هم میتوان دید.
این پسر که اهل کالیفرنیاست، توانست با همسالان خود به مدرسه برود، بسکتبال بازی کرده و دوچرخهسواری کند. او توانست با تقویت حواس دیگر خود، از آنها برای دیدن اطرافش استفاده کند، مانند کاری که خفاشها و دلفینها برای دیدن انجام میدهند و در پزشکی اکولوکیشن نامیده میشود. او با این کار، حتی پزشکان را هم متعجب کرد. او حتی قادر است تفاوت یک اتومبیل پارک شده با یک کامیون را بفهمد. بن یکی از برندگان برنامه بریتیش گات تلنت در سری اول است.
نوازندگی با بینی
کلار هاوز، زنی است که با توانایی منحصر به فرد خود توانست داوران بریتیش گات تلنت که برنامهای درباره شگفتانگیزهاست را حیرتزده کرده و برنده سری پنجم این برنامه باشد.
او قادر است با بینی خود فلوت بنوازد، اما نه یکی، بلکه دو تا با هم و همزمان. او فلوتها را در سوراخ بینی خود گذاشته و با دمیدن در آنها به زیبایی یک موسیقیدان آن را مینوازد. او حتی در زمان اجرای نمایش، از دهان خود برای نفس گرفتن نیز استفاده نمیکند و با بینی خود، هم نفس کشیده و هم فلوت مینوازد. نواختن هر دو فلوت آن قدر با هم هماهنگ است که گویا دو نفر همزمان و از روی یک نت آهنگ مینوازند.
نوازندگی با پا
لیو وی پسری 23 ساله و اهل پکن، با توانایی خاص خود در نواختن پیانو، آن هم با استفاده از پاهایش توانسته است شهرتی جهانی به دست آورد.
لیو در یک سانحه تصادف دو دست خود را از دست داد و از آن به بعد بود که تصمیم گرفت با استفاده از پاهای خود، کارهایش را انجام داده و به دیگران تکیه نکند. لیو تا به حال در بسیاری از برنامههای تلویزیونی شرکت کرده و از برندگان سری برنامههای بریتیش گات تلنت - مسابقه کشف استعداد - سال 2010 است. او از کودکی، پیانو مینواخت و به همین خاطر با اصول آن آشنا بود و تنها با چند ساعت تمرین در روز، هم اکنون در ردیف ماهرترین پیانیستهای دنیا قرار گرفته است.
گوشهای پرتوان
نیک هل، یکی دیگر از برندگان بریتیش گات تلنت در سال 2009 است.
گوشهای نیک از قدرت عجیبی برخوردار است طوری که میتوانند یک سطل حاوی وسایل سنگین را که به آنها آویزان شده، تاب بدهد. نکته جالب اینجاست که او، سطل را با زنجیر از لاله گوشهایش آویزان میکند و خود این زنجیر هم بسیار سنگین است، ولی تا به حال هیچ آسیبی به گوشهایش وارد نشده است. او در یکی دیگر از نمایشهایش متهای را از بینی خود عبور داده و حتی از دو سوراخ بینیاش یک چوبلباسی را آویزان کرد، اما این دو نمایش به اندازه تاب دادن سطل، مورد توجه داوران قرار نگرفت.
سریعترین دونده بدون پای جهان
اسکار پیستوریوس، دوندهای اهل جنوب آفریقاست که بدون داشتن پا و با دو پای مصنوعی، هر 100 متر را در 21 ثانیه طی میکند و نامش به عنوان سریعترین دونده بدون پا در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده است.
او توانست در مسابقات پارا المپیک آتن، مدال طلای دو 200 متر و مدال برنز دو 100 متر را کسب کند. پاهای اسکار از بدو تولد از ساق به پایین دارای استخوانهای کوچک و نازک بود که راه رفتن را برای او غیرممکن کرده بود و به همین خاطر والدینش ترجیح دادند تا پاهای او را قطع کرده و برای او دو پای مصنوعی بسازند. اسکار برای دویدن از دو پای مصنوعی از جنس فیبر کربن استفاده میکند.
مردی که بدن خود را از راکت تنیس رد می کند
کاپیتان فردو، لقبی است که به مرد انعطافپذیر 32 ساله اهل لندن داده شده است.
فردو قادر است به راحتی تمام بدن خود را از داخل یک راکت تنیس رد کند. او ابتدا یک دست خود را از داخل راکت عبور میدهد و سپس سرش، شانهها و دست دیگر، از آن به بعد دیگر کار ساده به نظر میرسد و او راکت را از پاهایش در میآورد. بعد از اینکه کاپیتان فردو در برنامه تلویزیونی بریتیش گات تلنت شرکت کرد و در فهرست برگزیدگان قرار گرفت، نام و توانایی او جهانی شد و از آنجا بود که بیشتر سیرکهای محبوب از او تقاضای همکاری کردند. او از کودکی آکروبات آموخته و با تمرین توانسته بود بدن خود را انعطافپذیر بکند.
بلعیدن و پس دادن ماهی زنده
استیو استار قادر است چیزهایی مانند سکه، لامپ، توپ بیلیارد و حتی ماهی گلی را بلعیده و پس از چند دقیقه، بدون اینکه به اجسام یا خودش آسیبی وارد شده باشد، آنها را از دهانش خارج کند.
استیو حتی ماهی را دوباره زنده تحویل میدهد و حتی خودش هم نمیداند چطور میتواند این کار را انجام دهد. این توانایی عجیب و غریب استیو، باعث شد تا در سال 1990 برنده سری برنامههای تلویزیونی بریتیش گات تلنت باشد. استیو در آوریل 2010 نیز در این برنامه شرکت کرد و با خوردن چندین سکه و انگشتر برلیان داور برنامه و پس دادن آنها پس از چند دقیقه، باعث حیرت تماشاچیان شد و این بار نیز تا مرحله نهایی پیش رفت.
مردی که در قالب یخی می خوابد
ویم هوف 48 ساله اهل هلند قادر به ماندن و حتی شنا کردن در میان یخهایی است که میتوانند یک انسان عادی را در عرض چند دقیقه منجمد کنند و همین امر، باعث شده تا به او لقب مرد یخی داده شود.
ویم مدت 20 سال است که هر بار با نشان دادن تواناییهای مختلف خود در تحمل سرما، همه را شگفت زده کرده و تا به حال بارها رکوردهای مختلفی که شامل رکورد گینس نیز میشود، از خود بجا گذاشته است. ویم در آخرین رکورد خود، 45 دقیقه در ظرفی یخی با دمای 20 درجه زیر صفر ماند. او همچنین در فنلاند با شکستن یخ رودخانه، داخل آب رفته و 60 متر را شنا کرد.
مرد مغناطیسی
لئو تو لین اهل مالزی به خاطر داشتن توانایی در جذب اجسام فلزی، مرد مغناطیسی لقب گرفته است.
او قادر است اجسام فلزی از دو کیلوگرم تا حداکثر 36 کیلوگرم را با بدن خود جذب کند. توانایی او به قدری عجیب است که تا به حال دانشمندان و پزشکان بسیاری از دانشگاههای مالزی را حیرتزده کرده و درباره او به تحقیق پرداختهاند. نکته جالب اینجاست که دو پسر و دو نوهاش نیز از این توانایی برخوردارند. نیروی مغناطیس در بدن لئو آن قدر زیاد است که میتواند با استفاده از یک جسم فلزی چسبیده به بدنش، وزنی معادل سه آجر را روی آن نگه دارد.
35 سال بیخوابی
تای نگوک، پیرمرد 67 ساله ویتنامی است که به خاطر داشتن بیماری اینزامنیا – بیخوابی – 35 سال است که نخوابیده است.
او به خاطر یک تب شدید در سال 1937 به این بیماری دچار شد، اما در سلامت او تا به حال کوچکترین اختلالی وارد نشده است. با اینکه بیخوابی او یک بیماری به حساب میآید، اما باعث شده تا نام او به عنوان یکی از انسانهای عجیب و با توانایی خارقالعاده در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود. تای با اینکه در روز به خاطر کار بسیار در مزرعه و پیاده رویهای طولانی خسته میشود، اما باز هم خوابش نمیبرد. از نظر او انسان، بدون خواب، مانند زمین بدون آب است.
مردی که با دندان قطار جابجا می کند
راتها کریشنان اهل هندوستان با داشتن قویترین دندانهای دنیا توانسته است نام خود را در کتاب رکوردهای لیمکا به ثبت برساند.
او در آخرین رکوردزنی خود توانست تنها با دندانهایش و بدون کمک دست و پاهایش یک قطار هفت کابینه با وزن 300 تن را حدود سه متر بکشد. او در سال 2009 در برنامه بریتیش گات تلنت نیز شرکت کرد و توانست در فهرست برگزیدگان مرحله نهایی قرار گیرد اما موفق نشد برنده این برنامه باشد.
مردی که سوزن را در گوشت و پوست خود فرو می کند
تیم کریدلند قادر است بدون اینکه احساس درد داشته باشد، تعداد زیادی سوزن را در گوشت و پوست خود فرو کند و همین امر، باعث شده تا به او لقب پادشاه شکنجه داده شود.
همچنین نام دیگر تیم، جاسوزنی است. او از سال 1994 این کار را در سیرک بینالمللی جیم رز آغاز کرد و کارش آنقدر جالب و منحصر به فرد بود که به سرعت شهرتی جهانی به دست آورد. تیم حتی قادر است تعداد زیادی سوزن خورده و تمام آنها را دوباره از دهان خود خارج کند. او قادر است روی سوزنها راه برود، بخوابد و آنها را از بدن خود عبور دهد. نام تیم نیز در فهرست عجیبترینهای کتاب گینس قرار گرفته است.
مرد هندی هواپیما را با گوشهایش جابجا کرد
این مرد هندی قادر است با گوشهایش هواپیمای غول پیکری را جابجا کند.
مانجیت سینگ 57 ساله اهل هندوستان که تا به حال بیش از 30 رکورد در کتاب رکوردهای گینس و لیمکا ثبت کرده، دارای گوشها و موهای پر قدرتی است که میتواند به وسیله آنها، اتومبیل، اتوبوس و حتی هواپیما را بکشد. او میتواند وزنهای بیش از 85 کیلوگرم را با گوشهایش بلند کند. مانجیت در یکی از رکوردهایش، هواپیمایی با هشت تن وزن را به طول سه متر به وسیله گوشهای خود کشید. گوشهای مانجیت انعطافپذیری خاصی دارند و میتواند آنها را به راحتی با گیرهای محکم به طناب ببندد. او به خاطر داشتن چنین قدرتی، مرد آهنین لقب گرفته است.
نوشتن با اشک چشم
رو آنتینگ چینی که هم اکنون 56 سال سن دارد، میتواند با آبی که از چشمانش بیرون میپاشد، روی یک کاغذ متنی بنویسد یا یک طرح ساده را نقاشی کند.
او در ابتدا آب را از بینی خود بالا کشیده و آن را با فشار فراوان، مانند اسپری از چشمان خود بیرون میپاشد. رو وقتی نه ساله بود، برای شنا به رودخانه رفت که ناگهان دچار گرفتگی پا شده و در آب فرو رفت و آب زیادی خورد. او پس از نجات یافتن، متوجه شد که آب از چشم او خارج میشود و از آنجا بود که به توانایی خود پی برد. اما رو تا 20 سالگی این توانایی را از همه پنهان میکرد. او میتواند آب را به فاصله سه متر بیرون بپاشد.
مردی که با گوشهایش بادکنک باد می کند
وی مینگ تنگ، مرد چینی 55 ساله دارای گوشهایی است که توانایی دمیدن دارند. در حدود 30 سال پیش مینگ تنگ متوجه شد که ازگوشهایش هم میتواند هوا را خارج کند؛ یعنی در واقع عمل بازدم را انجام دهد.
از آن به بعد بود که با انجام حرکات عجیب و غریب با گوشهایش همه را متعجب کرده و نام خود را در گینس ثبت کرد. مینگ تنگ در فستیوال بهاری چین توانست 20 شمع را با گوشهایش خاموش کند. همچنین او قادر است با نگه داشتن بینی و بیرون دادن هوا از گوش خود، حتی یک بادکنک را باد کند.
پلکهایی که با آن اتومبیل حرکت می کند
سونگ تائو اهل چین دارای پلکهایی بسیار قوی است که میتوانند یک اتومبیل را به حرکت در آورند.
او توانسته است با این نیروی منحصر به فرد، نام خود را در کتاب رکوردهای گینس نیز ثبت کند. او طنابهایی را به اتومبیل متصل کرده و قلابهای آن را به پلکهای پایینش وصل میکند و اتومبیل را به جلو میکشد. سونگ در یکی از رکوردهایش توانست یک اتومبیل را به اندازه دو متر جابهجا کند و در یکی دیگر از رکوردهایش، دو سطل پر از آب که هر کدام سه لیتر وزن داشت را با پلکهایش بلند کرد. با وجود فشار بیش از حدی که به چشمها و پلکهای سونگ وارد میشود اما تا به حال هیچ مشکلی برای او به وجود نیامده است.
مردی که با حس ششم اجسام را جابجا می کند
میروسلاو ماگولا اهل مونیخ آلمان، توانایی عجیبی در جذب و حرکت دادن اجسام دارد و این کار را تنها با تمرکز کردن روی آنها انجام میدهد.
جالب اینجاست که برخی افراد با داشتن نیروی مغناطیس در بدنشان فقط میتوانند اجسام فلزی را جذب کنند اما میروسلاو هر شیئی را میتواند با بدن خود جذب کند. میروسلاو از کودکی متوجه شد که میتواند با تمرکز کردن بر یک شیء آن را حرکت دهد و این کار آنقدر برایش جالب بود که تصمیم گرفت توانایی خود را افزایش دهد. او پس از مدتی متوجه شد که میتواند اجسام را از زمین بلند کرده یا به بدن خود بچسباند. او با شرکت در چند سری از برنامههای بیرتیش گات تلنت و انجام کارهای عجیب داوران و تماشاگران را حیرتزده کرده و برنده سال 2004 این برنامه شد.
مردی که روی سرش ماشین نگه می دارد
جان ایوانس تا به حال 33 رکورد در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده و دو بار در برنامه بریتیش گات تلنت تا مرحله نهایی پیش رفته است.
جان میتواند سنگینترین اجسام را بدون وارد شدن صدمه به گردن و کمرش روی سر خود به حالت تعادل نگه دارد. در رکوردهای او، نگه داشتن یک اتومبیل مینی کوپر، 98 پاکت شیر، 230 ظرف پر از آب و بشکهای پر از هیزمهای آتش زده را میتوان مشاهده کرد که تمام این موارد صدها کیلوگرم وزن داشتند. قدرت سر و گردن جان آن قدر زیاد است که میتواند بدون کوچکترین حرکتی، اجسام را ثابت نگه داشته و حتی با آنها راه برود.
روزي فرا خواهد رسيد كه جسم من آنجا زير ملحفه سفيد پاكيزه اي كه از چهار طرفش زير تشك تخت بيمارستان رفته است، قرار مي گيرد و آدم هايي كه سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از كنارم مي گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسيد كه دكتر بگويد مغز من از كار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگيم به پايان رسيده است.
در چنين روزي، تلاش نكنيد به شكل مصنوعي و با استفاده از دستگاه، زندگيم را به من برگردانيد و اين را بستر مرگ من ندانيد. بگذاريد آن را بستر زندگي بنامم . بگذاريد جسمم به ديگران كمك كند كه به حيات خود ادامه دهند.
چشمهايم را به انساني بدهيد كه هرگز طلوع آفتاب ، چهره يك نوزاد و شكوه عشق را در چشم هاي يك زن نديده است. قلبم را به كسي هديه بدهيد كه ازقلب جز خاطره ي دردهايي پياپي و آزار دهنده چيزي به ياد ندارد. خونم را به نوجواني بدهيد كه او را از تصادف ماشين بيرون كشيده اند وكمكش كنيد تا زنده بماند ونوه هايش را ببيند. كليه هايم را به كسي بدهيد كه زندگيش به ماشيني بستگي دارد كه هر هفته خون او را تصفيه مي كند. استخوان هايم، عضلاتم، تك تك سلول هايم و اعصابم را برداريد و راهي پيدا كنيد كه آنها را به پاهاي يك كودك فلج پيوند بزنيد.
هر گوشه از مغز مرا بكاويد، سلول هايم را اگر لازم شد، برداريد و بگذاريد به رشد خود ادامه دهند تا به كمك آنها پسرك لالي بتواند با صداي دو رگه فرياد بزند ودخترك ناشنوايي زمزمه باران را روي شيشه اتاقش بشنود. آنچه را كه از من باقي مي ماند بسوزانيد و خاكسترم را به دست باد بسپاريد، تا گلها بشكفند. اگر قرار است چيزي از وجود مرا دفن كنيد بگذاريد خطاهايم، ضعفهايم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شيطان و روحم را به خدا بسپاريد و اگر گاهي دوست داشتيد يادم كنيد. عمل خيري انجام دهيد، يا به كسي كه نيازمند شماست، كلام محبت آميزي بگوييد. اگر آنچه را كه گفتم برايم انجام دهيد، هميشه زنده خواهم ماند.
مظفرالدين شاه و عبدالمجيد ميرزا عينالدوله (صدراعظم)
ناصرالدين شاه قاجار
ناصرالدين شاه قاجار در سفر سوم خويش به اروپا به همراه جمعي از مقامات ايراني و خارجي در لندن 1. ناظمالدوله (ميرزاملكم خان) 2. علياصغر امينالسلطان 3. ناصرالدين شاه قاجار 4. ابوالقاسم ناصرالملك 5. مهدي وزير همايون 6. مهدي مجدالدوله
ناصرالدين شاه قاجار به همراه عدهاي از رجال و خدمه خود در شكارگاه دوشان تپه در سال 1310ق 1. ابوالحسن اردلان 2. ناصرالدين شاه قاجار 3. غلامعلي عزيزالسلطان 4. اكبر سيفالسلطان
آيتالله آقانجفي و آيتالله شيخ نورالله نجفي
آيتالله سيدمحمدحسن ميرزاي شيرازي صاحب فتواي تحريم تنباكو
آيتالله آقانجفي اصفهاني
ژوزف نوز بلژيكي (رئيس گمركات ايران) و همكارش پريم
عليقلي سردار اسعد بختياري
باقرخان سالار ملي
حسين پاشا اميربهادر جنگ
عليقلي سردار اسعد بختياري
محمدولي خان تنكابني (سپهدار اعظم)
حسين امينالضرب اصفهاني
جعفرقلي سردار بهادر (سرداراسعد بختياري) به همراه تفنگچيان بختياري
علي ارشدالدوله، فرمانده قواي محمدعلي شاه در جنگ با مشروطهخواهان لحظاتي قبل از تيرباران
محمدولي خان تنكابني (سپهدار اعظم) در ميهماني سفارت روس در تهران
عليرضاخان عضدالملك نايبالسلطنه به اتفاق جمعي از رجال و مقامات دولتي از راست: محمدولي سپهدار اعظم، عبدالمجيد ميرزا عينالدوله، عليرضا عضدالملك، عبدالحسين ميرزا فرمانفرما، حسن مستوفيالممالك و عليقلي سرداراسعد بختياري
چند تن از سران و خوانين ايل بختياري در اواخر دوره ناصري از راست : محمدحسين سپهدار، اسفنديار بختياري، نجفقلي صمصامالسلطنه، جعفرقلي سردار اسعد
نجفقلي صمصامالسلطنه بختياري نخستوزير دوران مشروطيت
عزيمت ابوالقاسم ناصرالملك به مجلس شوراي ملي براي قبول نيابت سلطنت احمدشاه قاجار با حضور محمدولي خان خلعتبري (نخستوزير) و جمعي از سران و خوانين بختياري. 1. نجفقلي صمصامالسلطنه بختياري 2. صادق صادق (مستشارالدوله) 3. ابوالقاسم ناصرالملك 4. محمدولي خلعتبري 5. حسن اسفندياري (محتشمالسلطنه) 6. نصرتالله اميراعظم 7. عليقلي سردار اسعد 8. يوسف اميرمجاهد بختياري 9. نصير بختياري (سردار جنگ)
نجفقلي صمصامالسلطنه بختياري با لباس رزم در دوره مشروطيت
مشروطهخواهان در زندان باغ شاه
جمعی از مشروطه خواهان هنگام ورود به مسجد سپهسالار
عده ای از مشروطه خواهان تبريز
تعدادی از مشروطه خواهان
تعدادی از مشروطه خواهان تهران
جمعی از مشروطه خواهان به فرماندهی "حاجی ميرپنج"
صحنه دار زدن ميرهاشم دوره چی – تهران رجب 1327 ق
در وسط محمدحسين امينالضرب نايب رئيس دوره اول مجلس شوراي ملي و رئيس اتاق تجارت تهران
نشسته : حاج محمدحسين امينالضرب، و چند تن از كاركنان تجارتخانه وي
كلنل محمدتقي خان پسيان فرمانده ژاندارمري ايالت خراسان در سال 1300 شمسي
سيد ضياءالدين طباطبايي
احمد قوام (قوامالسلطنه) والي ايالت خراسان، قبل از رئيسالوزرائي سيد ضياءالدين طباطبايي
احمد قوام رئيسالوزراء و برخي از اعضاي كابينه وي در ملاقات با احمدشاه قاجار. 1. حسن اسفندياري 2. احمد قوام 3. مهديقلي مجدالدوله 4. محمدحسن ميرزا قاجار (وليعهد) 5. رضاخان سردارسپه 6. احمدشاه قاجار
نشسته از راست: محمدابراهيم شوكتالملك علم امير قائنات و ابراهيم قوامالملك شيرازي. ايستاده سمت چپ: مهدي معتصمالسلطنه فرخ كارگزار خراسان
نجفقلي خان صمصامالسلطنه بختياري والي انتصابي قوامالسلطنه (رئيسالوزراء) براي خراسان
آيتالله شيخ فضلالله نوري
آيتالله شيخ فضلالله نوري و آيتالله سيدعبدالله بهبهاني
آيتالله سيدمحمد طباطبايي
روحانيون مشروطهخواه در منزل ميرزا محسن صدرالعلما
مشروطهخواهان در كنار ديوار سفارت انگليس در ايام تحصن
دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به
گیسوی سحر
خویش را از ساحل افکندم در آب
لیک از ژرفای دریای بی خبر
بر تن دیوارها طرح شکست
کس دگر رنگی در این سامان ندید
چشم می دوزد خیال روز و شب
از درون دل به تصویر امید
تا بدین منزل پا نهادم پای را
از درای کاروان بگسسته ام
گر چه می سوزم از
این آتش به جان
لیک بر این سوختن دل بسته ام
تیرگی پا می کشد از بام ها
صبح می خندد به راه شهرمن
دود می خیزد هنوز از خلوتم
با درون سوخته دارم سخن