تفریحی ،آموزشی ،دانشگاهی

در باره ما
 

به وبلاگ من خوش آمدید

 

لينك روزانه
 
[Link_Title]
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:  تفریحی ،آموزشی ،دانشگاهی   در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد
 
كد هاي جاوا
 

 


دختری که پرواز می کند!
هرکسی با دیدن این تصاویر فکر می کند که این دختر واقعاً معلق در هواست یا این که دارای یه قدرت خارق العاده‌است، اما حقیقت این است که این هنر عکاسی‌ست که همه را به اشتباه می اندازد. خانم ناتسومی هایاشی به کمک یکی از دوستانش توانست با این عکس‌ها خودش را به عنوان یک هنرمند معرفی کند و به عنوان عکاس هنری شغل پیدا کند. هایاشی برای هرکدوم از این عکس‌ها نزدیک به ۳۰۰ بار پرید تا عکس مورد نظر رو پیدا کند، از همه جالب‌تر این که ژست و حالتش در عکس‌ها خیلی طبیعی است.
 

|

نوشته شده در دوشنبه 30 آبان 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


کوروش کبیر
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. کوروش کبیر
خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن کوروش کبیر
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. کوروش کبیر
آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است .کوروش کبیر
وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر مي کنند، نه رفتار و عملکرد شما کوروش کبیر
سخت کوشي هرگز کسي را نکشته است، نگراني از آن است که انسان را از بين مي برد .کوروش کبیر
اگر همان کاري را انجام دهيد که هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد که هميشه مي گرفتيد .کوروش کبیر
افراد موفق کارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلکه کارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند. کوروش کبیر
پيش از آنکه پاسخي بدهي با يک نفر مشورت کن ولي پيش از آنکه تصميم بگيري با چند نفر. کوروش کبیر
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطي که آن را به کارهاي کوچکتر تقسيم کنيم .کوروش کبیر
کارتان را آغاز کنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد .کوروش کبیر
انسان همان مي شود که اغلب به آن فکر مي کند .کوروش کبیر
همواره بياد داشته باشيد آخرين کليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد.کوروش کبیر
تنها راهي که به شکست مي انجامد، تلاش نکردن است .کوروش کبیر
دشوارترين قدم، همان قدم اول است .کوروش کبیر
عمر شما از زماني شروع مي شود که اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد .کوروش کبیر
آفتاب به گياهي حرارت مي دهد که سر از خاک بيرون آورده باشد .کوروش کبیر
وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است که شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد . کوروش کبیر
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.
کوروش کبیر

|

نوشته شده در دوشنبه 30 آبان 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


نگاه مثبت به زندگی
 
 
 

هیج وقت دکتر ها نفهمیدند که چرا جسیکا در لحظه تولد دست نداشت. خودش هم نمیداند اما زندگی کردنش، آنهم بدون دست برای ما آدم ها حاوی پیامی است که کاملا گویاست ... جسیکا کاکس متولد 1983 در آریزونای آمریکا اولین شخصی بود که مجوز خلبانی بدون دست در جهان را کسب کرد. او همچنین به عنوان اولین دارنده کمربند سیاه در تکواندو است. جسیکا در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی از دانشگاه آریزونا ست و به عنوان سخنران انگیزشی فعالیت می کند. جسیکا بر این باور است که با ترکیب خلاقیت، پایداری، شهامت و بی باکی، هیچ چیز غیر ممکن نیست.

او از همان لحظه اول بدون دست پا به دنیای ما گذاشت




بدون دست هم میتوان رشد کرد و بزرگ شد




میتوان سخت ترین کارها را انجام داد حتی اگر به نظر غیر ممکن باشند




نداشتن دو دست مانعی برای ورزش مورد علاقه ایجاد نمی كند




بدون دست هم میتوان زیبایی را تجربه كرد و هم با زشتی جنگید



برای پرواز کردن دست ها کار ساز نیست. برای پرواز بال میخواهی و جسیکا بالهایش را در اراده خود دارد




داستان زندگی و روزمرگی همچنان ادامه دارد. پس چرا مبارزه نکنی؟




كارها و علاقه مندی های دیگر را نیز نمی توان به فراموشی سپرد




بدون دست هم میتوان پرواز کرد. اما من که دست دارم چی؟ آیا من هم اراده آهنین و روح پرواز را دارم؟




او هم میتواند در برابر ناملایمات دنیا از خودش دفاع کند




برای آنان که در امتحان شهری بارها رد شدند تا گواهینامه گرفتند جسیکا حرفی دارد که در این عکس میتوان خواند و شاید هم شنید




شاید بتوان اینگونه هم نامه های عاشقانه نوشت




می توان با دست هایی که اصلا وجود ندارند دیگران را در آغوش گرفت و برایشان از راز های سر به مهر و تقدیر های تغییر ناپذیر سخن گفت.








وقت آن است که باور کنیم یک معلول جسمی هم میتواند در مسابقه دو صد متر المپیک مــدال طلا را به گردن بیاویزد. وقت آن است که چشم ها را باز کنیم و با جرات به مبارزه با دنیا برخیزیم. عکس های جسیکا با ما سخن میگویند. به پاس تمام لحظات عمر می توان به زندگی لبخند زد و به هر شكل ممكن - از جمله ایجاد حس اعتماد به نفس - به راز خواستن و توانستن پی برد!


|

نوشته شده در دوشنبه 30 آبان 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


چند داستان

آرزو

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!
سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد!
حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!
 
 
************************************************************

جراح و تعمیرکار

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد!
تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم! در حقیقت من آن را زنده می کنم! حال چطور درآمد سالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟!
جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!
 
 
***************************************************************

دزد با وجدان!

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.
 
 
******************************************************************

خلبان

دو خلبان نابینا که هردو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می‌کرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.
در همین حال، زمزمه‌های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می‌شد چرا که می‌دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می‌رود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می‌داد و چرخ‌های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری گفت:
باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می‌کنن و اون وقت کار همه مون تمومه!
 
 
*******************************************************

اسکناس 100 يوروئي

 
درست هنگامي است که همه در يک بدهکاري بسر مي برند و هر کدام برمنباي اعتبارشان زندگي را گذران مي کنند.
ناگهان، يک مرد بسيار ثروتمندي وارد شهر مي شود.
او وارد تنها هتلي که در اين ساحل است مي شود، اسکناس 100 يوروئي را روي پيشخوان هتل ميگذاردو براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود.
صاحب هتل اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد.
قصاب اسکناس 100 يوروئي را برميدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک مي رود و بدهي خود را به او مي پردازد.
مزرعه دار، اسکناس 100 يوروئي را با شتاب براي پرداخت بدهي اش به تامين کننده خوراک دام و سوخت ميدهد.
تامين کننده سوخت و خوراک دام براي پرداخت بدهي خود اسکناس 100 يوروئي را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود ميبرد.
داروغه اسکناس را با شتاب به هتل مي آورد زيرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگاميکه دوست خودش
را يکشب به هتل آورد اتاق را به اعتبار کرايه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.
حالا هتل دار اسکناس را روي پيشخوان گذاشته است.
در اين هنگام توريست ثروتمند پس از بازديد اتاق هاي هتل برميگردد و اسکناس 100 يوروئي خود را برميدارد
و مي گويد از اتاق ها خوشش نيامد و شهر را ترک مي کند.
در اين پروسه هيچکس صاحب پول نشده است.
ولي بهر حال همه شهروندان در اين هنگامه بدهي بهم ندارند همه بدهي هايشان را پرداخته اند و با
يک انتظار خوشبينانه اي به آينده نگاه مي کنند.
 
می گویند دولت انگلستان ازآغاز تا کنون در طول دوره موجوديتش، به اين نحو معامله مي کند!
 
 
************************************************************

خودکشی

 
کالین ویلسون که امروز نویسنده ی مشهوری است،وسوسه خودکشی راکه در شانزده سالگی به او دست داده بود،چنین توصیف میکند:
وارد آزمایشگاه شیمی مدرسه شدم و شیشه ی زهر را برداشتم....
زهر را در لیوان پیش رویم خالی کردم،غرق تماشایش شدم،رنگش را نگاه کردم و مزه ی احتمالی اش را در ذهن ام تصور کردم.سپس اسید را به بینی ام نزدیک کردم، و بویش به مشامم خورد، در این لحظه، ناگهان جرقه ای از اینده در ذهنم درخشید..... و توانستم سوزش ان را در گلویم احساس کنم و سوراخ ایجاد شده در درئن معده ام را ببینم. احساس اسیذ ان زهر ان چنان حقیقی بود که گویی به راستی ان را نوشیده بودم.سپس مطمئن شدم که هنوز این کار را نکرده ام.
در طول چند لحظه ای که ان لیوان را در دست گرفته بودمو امکان مرگ را مزه مزه میکردم،با خودم فکر کردم:اگر شجاعت کشتن خودم را دارم، پس شجاعت ادامه دادن زندگی ام را هم دارم.
 
*************************************************
 

مجنون و مرد نمازگزار

 
 
روزی مجنون از سجاده شخصی شخصی عبور می کرد.
مرد نماز راشکست وگفت:مردک! درحال رازو نیاز باخدا بودم تو جگونه این رشته را بریدی؟

مجنون لبخندی زد و گفت:عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم و تو عاشق خدایی و مرا دیدی!
 
 
 
***************************************************************************************

کمربند

کيف مدرسه را با عجله گوشه اي پرتاب کرد و بي درنگ به سمت قلک کوچکي که روي تاقچه بود ، رفت .
همه خستگي روزش را بر سر قلک بيچاره خالي کرد . پولهاي خرد را که هنوز با تکه هاي قلک قاطي بود در جيبش ريخت و با سرعت از خانه خارج شد .
وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشيد آقا ! يه کمربند مي خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست ... .
- به به . مبارک باشه . چه جوري باشه ؟ چرم يا معمولي ، مشکي يا قهوه اي ، ...
پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .
- فرقي نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه !
 
 
**********************************************************
 

این چهار جمله شما را تکان نمی‌دهد..؟

 
 
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...
اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت‌ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!
دوم مستی دیدم که...
افتان و خیزان راه می‌رفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای!؟
سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟!
چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.
گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟!
 

|

نوشته شده در پنج‌شنبه 26 آبان 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


در دنیا چه خبر؟

طراحي هواپيمايي شبيه جارو و نمايش آن در نمايشگاه هوايي هوستون تگزاس

نمايشگاه هوايي


 
 

سيل در بانكوك زندگي مردم را مختل كرده است

سيل در بانكوك

سيل در بانكوك

 
 

تظاهرات حاميان جنبش اشغال وال استريت در نيويورك

وال استريت

وال استريت

 
 

حضور نخست وزير ژاپن در مراسم روز نيروي هوايي در يك پايگاه نظامي

نخست وزير ژاپن

 
 

 ابري جالب شبيه به دست

ابر

 
 

جاده اي زيبا و پيچ در پيچ در چين

جاده

 
 

صف خريد آيفون در لندن

صف خريد آيفون

 
 

مارگارت تاچر نخست وزير اسبق بريتانيا به همراه پسرش براي شركت در مراسم ناهار جشن تولد 86 سالگي اش در حال سوار شدن به خودرو است

مارگارت تاچر

 
 

سيل در تايلند

سيل در تايلند

 
 

انقلابيون ليبي در كمين نيروهاي وفادار به قذافي در نبردهاي شهري در سرت

انقلابيون ليبي


 
 

رعد و برق در پرتوريا آفريقاي جنوبي

 

 



سگ 13 ماهه در ملبورن استراليا كه با داران بودن 97 سانت قد اميد دار شكستن ركورد بلندترين سگ جهان است.

 

 



 اعطاي نشان افتخار اوباما به يك نظامي معلول آمريكايي در كاخ سفيد. دست راست اين نظامي در سال 2008 در افغانستان قطع شده است.


 

 



 نشستن مردم روي نيمكت هاي نوراني در فستيوال نور در برلين

 

 



مراسم ازدواج پادشاه بوتان

 

 



منظم نمودن گارد احترام ارتش مغولستان در مراسم استقبال از آنگلا مركل صدر اعظم آلمان در فرودگاه اولان باتور

 

 



نخستين ماموريت دور زمين قايق خورشيدي



 

 


تداوم درگيري در شهر سرت ليبي

 
 

گير افتادن خودروها در سيلاب روي پلي در بانكوك

سيلاب

 
 

جنگ به همراه گيتار در شهر سرت ليبي

جنگ و گيتار


 
 

تخليه دهها خودروي نظامي "ام 2 اي 2 " آمريكا در بندر بوسان كره جنوبي

ام 2 اي 2

ام 2 اي 2

 
 

مراسم اعطاي لقب شواليه به سر "بروس فورسيث" در كاخ باكينگهام

اعطاي لقب شواليه


 
 

سفالكاري در هند

سفالكاري در هند

 
 

ماموران امنيتي مشغول جستجوي زمين چمن استاديوم تيمفوي بوتان جايي كه روز پنج شنبه جشن ازدواج پادشاه اين كشور برگزار شد




 
 

تجمع هزاران نفر در فستيوالي در سائوپائولو برزيل

سائوپائولو

 
 

سيل در مكزيك

سيل در مكزيك

 
 

سيل در تايلند

سيل در تايلند

سيل در تايلند

 
 

ريزش 70 كانتينر بزرگ بار يك كشتي به درون آب در سواحل نيوزيلند

كانتينر

كانتينر

 
 

ساخت كلبه اي با ارتفاع 5 متر با استفاده از 16 تن كدو از سوي يك كشاورز بريتانيايي

كدو

 
 

منظره اي زيبا در شهر آلتا در شمال نروژ

آلتا

 
 

تظاهرات اعتراضي آمريكايي ها در زوكوتي پارك نيويورك

زوكوتي پارك

 
 

تداوم درگيري ها در شهر سرت ليبي ميان انقلابيون و اندك هواداران معمر قذافي ديكتاتور ليبي

شهر سرت

شهر سرت

 
 

بيماران بيمارستاني در شهر ليوژو چين با استفاده از بطري و توپ "بولينگ" بازي مي كنند

بولينگ

 
 

سيل در كارخانه هوندا در تايلند

سيل در كارخانه هوندا

 
 

 
بدون شرح!

بدون شرح
بدون شرح
بدون شرح
بدون شرح
بدون شرح
برگرفته از عصر ایران
__._,_.___

|

نوشته شده در جمعه 13 آبان 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


قدیمی ها

سیستم آب رسانی در تهران قدیم
 
 
سیستم آب رسانی در تهران قدیم
 
 
سیستم آب رسانی در تهران قدیم
 
 
سیستم آب رسانی در تهران قدیم
 
 
سیستم آب رسانی در تهران قدیم
 
 
مجاهدین گیلانی که به فرماندهی یپرم خان ارمنی در فروردین سال ۱۲۸۸ قزوین را به تصرف خود درآوردند.
 
 
قدیمی ترین عکس از تهران // سال 1250
 
 
عوامل شعبان جعفری // شعبان بی مخ // در حال تنبیه یک مخالف
 
 
هيات عزاداري آل‌احمد تهران رديف اول،نفر وسط مرحوم آيت‌اله سيد احمد طالقاني پدر زنده‌ياد جلال آل احمد
 
سقاخانه در بازار تهران محرم1307
 
 
دروازه تهران قزوین سال1305
 
 
گراند هتل قزوین 1312
 
 
علامه محمد قزوینی // نشسته
 
 
همسر سپهبد رزم آرا پس از شنیدن خبر ترور همسرشان
 
 
کودتاچیان 28 مرداد
 
 
بستک سال 1346
 
 
ناصرالدین شاه پس از شکار در حال کشیدن قلیان
 
 
 
اصفهان قدیم
 
 
آقایان منوچهر همایون پور و عزت الله انتظامی
 
 
یک پمپ بنزین در سال1310
 
 
سعدیه شیراز 1310
 
 
خیابان زند در شیراز
 
 
دروازه قران شیراز
 
 
بدون شرح
 
 
نیروهای نظامی زمان جنگ جهانی اول
 
 
سه چرخه قدیمی
 
 
نمایندگان دوره اول مجلس در ایران
 
 
احمد شاه قاجار و رضا خان سردار سپه
 
 
میرزا رضا کرمانی قاتل ناصرالدین شاه
 
 
سید جمال ادین اسد آبادی
 
 
مهد علیا و ناصرالدین شاه و خواهر ناصرالدین شاه
 
 
 
خانواده سلطنتی آخرین پادشاه ایران
 
 
فروشنده دوره گرد کاهو / سکنجبین
 
 
گروهی از خوانندگان پاپ ایرانی در حدود 35 سال پیش
 
 
آیت الله خمینی در سنین نوجوانی
 
 
دکتر مصدق در دادگاه
 
 
زندانیان باغ شاه 1287 از جمله قاضی قزوینی - ملکالمتکلمین -
 
 
اهواز قبل از پل اول
 
 
جشن کشف حجاب شیراز
 
 
اسد الله علم در کنار پدرشان محمد ابراهیم شوکت الملک
 
تاتر در تبریز دهه 1330قمری
 
 
قیمت غذا در سال1270
 
 
تبریز 1326 توپهای روسی
 
 
ساختمان پلاسکو چهار راه استانبول1344
 
 
جمعی از دختران در زمان کشف حجاب (با لباس پیش آهنگی ؟؟!!!)
 
 
بانک ملت در بازار اراک
& lt; br>


|

نوشته شده در شنبه 23 مهر 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


کثیف ترین مرد ایران
 
مردی که اگر تمیز شود مریض میشود!
 
 
مردي كه در دهستان دژگاه دربخش دهرم شهرستان فراشبند "شیراز" روزگار مي گذراند و به حاج عمو معروف است ، از حمام گريزان است و مي گويد كه اگرتميز شود، مريض مي شود.
 
عمو حاجي كه چهره‌اي همانند انسان‌هاي غارنشين دارد و كهنسال به نظر مي‌رسد كه حتي مردم عادي سن او را نزديك به يك قرن مي‌دانند، رنگ خاكستر گرفته و قشري ضخيم از چرك بر اندام او سنگيني مي‌كند.
 
 
چند سال پيش جوانان محل تصميم گرفتنند عمو حاجي را به رودخانه ببرند تا آبي به بدن اين مرد برسد، به همين منظور هنگامي كه عموحاجي در خواب بود او را در عقب يك وانت گذاشتند تا او را در رودخانه حمام كنند اما وقتي به رودخانه رسيدند، ديدند عمو حاجي در عقب وانت نيست زيرا او پيش از رسيدن، خود را به بيرون از وانت انداخته بود تا مبادا بدنش با آب آشتي كند وعمو حاجي همان جا گفته بود اگر تميز شوم، مريض مي‌شوم.
 
 
عموحاجي از خوردن هر نوع خوراكي تازه و نوشيدن آب بهداشتي پرهيز مي‌كند به گونه‌اي كه اگر به زورهم به او آب گوارا بنوشانند، عكس العمل منفي نشان مي‌دهد و به شدت ابراز ناراحتي مي‌كند.
 
 
حيوانات مرده و گنديده لذيذترين غذاها
لذيذترين غذاها به قول خودش، حيوانات مرده و گنديده است و فرقي ندارد كه اين حيوان حلال و يا حرام گوشت باشد.
اين سالخورده كه گفته مي‌شود به دليل مشكل عاطفي كه در ايام جواني براي او رخ داده از مردم و اجتماع گريزان و گوشه عزلت و انزوا برگزيده ساليان سال است كه در زير مكاني مسقف ماوا ندارد و در گرما و سرما درهواي آزاد به سر مي‌برد.
 
 
برخي از جوانان و نوجوانان دژگاه براي عمو حاجي مرغ، گربه، روباه، خارپشت و حتي مار مرده مي‌برند او اين حيوانات را در گودالي در اطراف خود دفن مي‌كند و پس از چند روز با آتشي كه در اين گودال مي‌افروزد، آن را نيم پز مي‌كند و با ولع خاصي مي‌خورد.
عمو حاجي پس از آن با خوردن آب گنديده كه در يك حلب زنگ زده و حشرات مختلف در داخل آن شناور هستند، وعده غذايي را به پايان مي‌برد.
ليوان او يك حلب 5 /4 كيلويي روغن است و او با استفاده از اين حلب روزانه نزديك به پنج ليتر آب مي‌نوشد.
 
 
 
لباس پوشيدن اين مرد در دهستان دژگاه كه داراي گرماي نزديك به 50 درجه سانتي گراد است شگفتي آور است زيرا او تمام لباس‌هايي را كه مردم اين منطقه برايش مي‌آورند، پس از بريدن آستين‌هاي پيراهن و پاچه‌هاي شلوار با دندان، آنها را برتن مي‌كند.
لوازم زندگي او شامل يك چماق است كه پيشتر پلوس وانت بوده است و وزن آن 17 كيلوگرم است، استكان چايخوري اين مرد عجيب يك كلاه ايمني اسقاطي است و چند حلب كهنه روغن نباتي است كه بچه‌هاي اين دهستان با آفتابه در اين حلب‌ها براي او آب مي‌ريزند.
عمو حاجي يك پيپ استثنايي هم دارد كه از يك زانوي سه اينچي آب تشكيل شده كه او سرگين ( فضولات)حيوانات را در آن مي‌ريزد و آتش مي‌زند و به آن پك مي‌زند و با هر مرتبه پك، دود پر حجمي از دهانش خارج مي‌شود.
 
 
افزون بر اين كه شست و شوي بدن، ظرف آب و بهداشت براي او معنا ندارد، خود را با سوزاندن موهاي زايد بدن اصلاح مي‌كند.
محل زندگي اين مرد رويگردان از بهداشت و مردم، محل تجمع سگ، گاو و چهارپايان محل است.
به نظر مي‌رسد تا كنون كارشناسان بهداشت با عموحاجي مواجه نشده‌اند.
شهرستان فراشبند در فاصله 164 كيلومتري جنوب غربي شيراز، واقع شده است.
 
 

|

نوشته شده در شنبه 23 مهر 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


قدیمی ها










































 


|

نوشته شده در پنج‌شنبه 21 مهر 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است



منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم…در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است
 
 
 
 اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم…در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید…
 
۱- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
 ۲ -سعی کنیم بیشتر بخندیم.
۳- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
 ۴ – با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
 ۵ -گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
 ۶ – بیشتر دعا کنیم.
 ۷ -در داخل آسانسور و راه پله و… باآدمها صحبت کنیم.
 ۸- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
 ۹- لذت عطسه کردن را حس کنیم.
 ۱۰- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.
 ۱۱- زیر دوش آواز بخوانیم.
 ۱۲-سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم.
 ۱۳- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
 ۱۴- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
 ۱۵- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم.
 ۱۶- از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم.
 ۱۷- برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است.
 ۱۸- مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و… برای خودمان جمع‌آوری کنیم.
 ۱۹- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
 ۲۰- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم.
 ۲۱- گاهی از درخت بالا برویم.
 ۲۲- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
 ۲۳- گاهی کمی پابرهنه راه برویم.
 ۲۴- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.
 ۲۵- وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم.
 ۲۶- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.
 ۲۷- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.
 ۲۸- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم.
 ۲۹- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.
 ۳۰- زیر باران راه برویم.
 ۳۱- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم.
 ۳۲- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
 ۳۳- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و… را یاد بگیریم.
 ۳۴- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.
 ۳۵- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
 ۳۶- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.
 ۳۷- به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.
 ۳۸- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
 ۳۹- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.
 
 از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد
...


|

نوشته شده در سه‌شنبه 19 مهر 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


بزرگان در باره عشق چنین گفته اند
 
 

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد.

 

 (مادر ترزا

 

عشق نخستین سبب وجود انسانیست

 

 . (وونارگ
عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد. (ارد بزرگ
عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد . (شکسپیر
عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی. (شانفور
عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست. (کوستین
عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  (جبران خلیل جبران
عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است. (مادام دوژیرادرن
عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است. (زابوتن
عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است. (ژرژسان
عشق معجزه ایست . (امیل زولا
عشق شیرینی زندگیست. ( مارسل تینر
عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند. (سنت بوو
عشق یکنوع تب و حرارت شدید است. (استاندال
عشق گل کمیابی است. ( آندره توریه
عشق حادثه ایست. (کولارن
عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد.(ریشله
عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . (بوبن
عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . (ایوانز
عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم. (کن بلانچارد
عشق یعنی ترس از دست دادن تو . (مثل ایتالیائی
عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست . (مادام دواستال
عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند.  (لئوبوسکالیا
عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند. (ویکتور هوگو
عشق رمز بزرگیست. (افلاطون
عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد. ( شانفور
عشق نبوغ عقل است. (توسنل
عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار (کراتس
عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود. ( مادموازل دوسگوری
عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد. (ولتر
عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . (آلفونس کار
عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند. (کرنی
عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است. (برنارد شاو
عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد. (......)
عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد. (د. اسمیت
عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند. (مارکوس بیکل
عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند. (ژرژسان



|

نوشته شده در سه‌شنبه 19 مهر 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


موضوعات
 » [Catgory_Title]
 

لينك دوستان
 » [Link_Title]

»فال حافظ

»جوک و اس ام اس

»قالب های نازترین

»زیباترین سایت ایرانی

»جدید ترین سایت عکس

»نازترین عکسهای ایرانی

 

آرشيو
 

خرداد 1393
اردیبهشت 1392
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389

 

نويسنده
 
نویسندگان
 
طراح قالب