اصولاً این روزها رسم بر این است كه وقتی صحبت از بچه دار شدن بین زوج ها می شود توافق همیشه بین 1 یا 2 یا نهایت 3 فرزند بیشتر نیست. بقول معروف "فرزند كمتر زندگی بهتر" اما امروز می خواهیم شما را با زوجی آشنا كنیم كه در حال حاضر دارای 18 فرزند هستند و بدنبال آن هستند تا از خانواده ی Duggar که 19 فرزند دارند سبقت بگیرند و نامشان را بعنوان رکوردار جدید در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنند!
بله ، "جل" و "کیللی باتیس" ساکن شهر تنسی آمریکا 23 سال پیش با هم ازدواج کردند و هم اکنون 18 فرزند دارند. این پدر و مادر آمریکایی به طور متوسط هر سال، یک بچه به دنیا آورده اند که عقیده دارند هر بچه ای باعث خوشوقتی بیشتر خانواده می شود. گفتنی است این پدر و مادر قصد دارند رکورد ازدیاد فرزند را از خانواده ی Duggar كه می توان گفت یكی از معدود خانواده های پر جمعیت بوده و در آركانزاس امریكا زندگی می كنند را از آن خود کنند.
این خانواده تا سال 2008 دارای 7 دختر و 10 پسر بوده اند كه در دسامبر 2008 به هیجدهمین و در دسامبر 2009 نیز به نعمت نوزدهمین فرزند نائل گردیده اند. آنان در یك خانه به مساحت 650 متر مربع زندگی می كنند و برای اینكه بتوانند از عهده این زندگی و مخارج آن بر آیند و البته همه افراد خانواده در رفاه كامل باشند هر دو به شغل معاملات ملكی اشتغال دارند. تصاویر زیر صحنه هایی دیدنی از زندگی روزمره ای این خانواده در خانه ای بزرگ كه قطعا همه ی امكانات مورد نیاز برای یك خانواده ی پر جمعیت در آن رعایت شده را می بینید.
اصولاً این روزها رسم بر این است كه وقتی صحبت از بچه دار شدن بین زوج ها می شود توافق همیشه بین 1 یا 2 یا نهایت 3 فرزند بیشتر نیست. بقول معروف "فرزند كمتر زندگی بهتر" اما امروز می خواهیم شما را با زوجی آشنا كنیم كه در حال حاضر دارای 18 فرزند هستند و بدنبال آن هستند تا از خانواده ی Duggar که 19 فرزند دارند سبقت بگیرند و نامشان را بعنوان رکوردار جدید در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنند!
بله ، "جل" و "کیللی باتیس" ساکن شهر تنسی آمریکا 23 سال پیش با هم ازدواج کردند و هم اکنون 18 فرزند دارند. این پدر و مادر آمریکایی به طور متوسط هر سال، یک بچه به دنیا آورده اند که عقیده دارند هر بچه ای باعث خوشوقتی بیشتر خانواده می شود. گفتنی است این پدر و مادر قصد دارند رکورد ازدیاد فرزند را از خانواده ی Duggar كه می توان گفت یكی از معدود خانواده های پر جمعیت بوده و در آركانزاس امریكا زندگی می كنند را از آن خود کنند.
این خانواده تا سال 2008 دارای 7 دختر و 10 پسر بوده اند كه در دسامبر 2008 به هیجدهمین و در دسامبر 2009 نیز به نعمت نوزدهمین فرزند نائل گردیده اند. آنان در یك خانه به مساحت 650 متر مربع زندگی می كنند و برای اینكه بتوانند از عهده این زندگی و مخارج آن بر آیند و البته همه افراد خانواده در رفاه كامل باشند هر دو به شغل معاملات ملكی اشتغال دارند. تصاویر زیر صحنه هایی دیدنی از زندگی روزمره ای این خانواده در خانه ای بزرگ كه قطعا همه ی امكانات مورد نیاز برای یك خانواده ی پر جمعیت در آن رعایت شده را می بینید.
یه يخچال نو خريدم، يخچال قديميه رو گذاشتم دم در روش نوشتم: رايگان! هركسي خواست، ببره.هر روز ميومدم مي ديدم يخچال سر جاشه! دو سه روز گذشت ديدم اينطوريه رو يخچال نوشتم: براي فروش، 50000 تومان! فردا صبحش اومدم ديدم يخچال رو دزديدن!
******************************
یکی تعریف میکرد:رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت، 3،4سالش بود، دیوار راستو میرفت بالا! نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچه گونه گفتم: خاله دون، جن سالته عجیییجم؟ اسمتو بهم میگی خانومه خوججل؟ چند ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت: احمق، مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی ..!
******************************
بابام داشت روزنامه ورزشی میخوند یهو دیدم بغضش ترکید، گفتم چی شده؟ گفت: داشتم روزنامه میخوندم دیدم نوشته «سردار رویانیان به همراه سردار زارع برای صحبت کردن رفتن پیش سردار عزیز محمدی»، یهو یاد عملیات فتح المبین افتادم!
تازه سردار آجرلو (مدیرعامل استیل آذین) و سردار جعفری (مدیر عامل تراکتور) و سردار اولیایی (مدیرعامل پاس) پشت خاکریز گیر افتاده بودن و به جلسه نرسیدن!!!!!
******************************
جالب است هواپيمای جاسوسی آمريکا با اين همه سيستم رادار گريز و... شناسايی و شکار میشود ولی کاروان مواد مخدر وارد کشور میشود...[روزنامه خراسان - ستون حرف مردم]
******************************
یه زن و شوهر رو تخت خوابيده بودن، خانومه كه داشت خواب مي ديد ناغافل فرياد میكشه : "شوهرم اومد..." مرد بيچاره از خواب مي پره و دستپاچه خودشو پرت ميكنه زير تخت !!
******************************
زمانى كه ما مدرسه مى رفتيم، يك نوع املاء بود به نام 'املاء پاتخته اى' ، در نوع خودش عذابى بود اليم! براى كسى كه پاى تخته مى رفت يه حسى داشت تو مايه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همكلاسى هاى تماشاچى چيزى بود مصداق تفريح سالم..
******************************
همه ما یه جورایی یه زمانی جز اقلیت های هندی بودیم ؛.چون همه مون یه روزی یه گاوی رو به عنوان عشق می پرستیدیم !!!
هرکسی با دیدن این تصاویر فکر می کند که این دختر واقعاً معلق در هواست یا این که دارای یه قدرت خارق العادهاست، اما حقیقت این است که این هنر عکاسیست که همه را به اشتباه می اندازد. خانم ناتسومی هایاشی به کمک یکی از دوستانش توانست با این عکسها خودش را به عنوان یک هنرمند معرفی کند و به عنوان عکاس هنری شغل پیدا کند. هایاشی برای هرکدوم از این عکسها نزدیک به ۳۰۰ بار پرید تا عکس مورد نظر رو پیدا کند، از همه جالبتر این که ژست و حالتش در عکسها خیلی طبیعی است.
هیج وقت دکتر ها نفهمیدند که چرا جسیکا در لحظه تولد دست نداشت. خودش هم نمیداند اما زندگی کردنش، آنهم بدون دست برای ما آدم ها حاوی پیامی است که کاملا گویاست ... جسیکا کاکس متولد 1983 در آریزونای آمریکا اولین شخصی بود که مجوز خلبانی بدون دست در جهان را کسب کرد. او همچنین به عنوان اولین دارنده کمربند سیاه در تکواندو است. جسیکا در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی از دانشگاه آریزونا ست و به عنوان سخنران انگیزشی فعالیت می کند. جسیکا بر این باور است که با ترکیب خلاقیت، پایداری، شهامت و بی باکی، هیچ چیز غیر ممکن نیست.
او از همان لحظه اول بدون دست پا به دنیای ما گذاشت
بدون دست هم میتوان رشد کرد و بزرگ شد
میتوان سخت ترین کارها را انجام داد حتی اگر به نظر غیر ممکن باشند
نداشتن دو دست مانعی برای ورزش مورد علاقه ایجاد نمی كند
بدون دست هم میتوان زیبایی را تجربه كرد و هم با زشتی جنگید
برای پرواز کردن دست ها کار ساز نیست. برای پرواز بال میخواهی و جسیکا بالهایش را در اراده خود دارد
داستان زندگی و روزمرگی همچنان ادامه دارد. پس چرا مبارزه نکنی؟
كارها و علاقه مندی های دیگر را نیز نمی توان به فراموشی سپرد
بدون دست هم میتوان پرواز کرد. اما من که دست دارم چی؟ آیا من هم اراده آهنین و روح پرواز را دارم؟
او هم میتواند در برابر ناملایمات دنیا از خودش دفاع کند
برای آنان که در امتحان شهری بارها رد شدند تا گواهینامه گرفتند جسیکا حرفی دارد که در این عکس میتوان خواند و شاید هم شنید
شاید بتوان اینگونه هم نامه های عاشقانه نوشت
می توان با دست هایی که اصلا وجود ندارند دیگران را در آغوش گرفت و برایشان از راز های سر به مهر و تقدیر های تغییر ناپذیر سخن گفت.
وقت آن است که باور کنیم یک معلول جسمی هم میتواند در مسابقه دو صد متر المپیک مــدال طلا را به گردن بیاویزد. وقت آن است که چشم ها را باز کنیم و با جرات به مبارزه با دنیا برخیزیم. عکس های جسیکا با ما سخن میگویند. به پاس تمام لحظات عمر می توان به زندگی لبخند زد و به هر شكل ممكن - از جمله ایجاد حس اعتماد به نفس - به راز خواستن و توانستن پی برد!