مپرس از من چرا،
کنجم به تنهایی ست؟
بیا!، با چشم خود بنگر
چه غوغایی ست!
من از تنهایی ام بیرون نمی آیم
جز این کنج عبث چیزی نمی خواهم
تمام دل سپردن ها
تمام دل بریدن ها
تمام عهد بستن ها
تمام دل شکستن ها
نهفته در دل اینجاست
از این رنگ رخم پیداست
بیا! تنهای هم رنگم
بیا! همزاد دلتنگم
تو کم کن رسم خودخواهی
به جمع من شو!، تنهایی
بیا!، بنشین کنارمن
بخوان!، ای گلعذارمن
بگو! از هرچه می خواهی
چه پروایی؟ چه پروایی؟
بی گمان از سر درد
سحر تقسیم خواهد کرد
برسرکوچه ی رسوایی ما ضرب یک در یک تنهایی ما!
مجري سرشناس آمريكايي در (ميسيسيپي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي ميكرد. او از سه سالگي خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او ميتوانست آيات انجيل را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت، مطلبي را براي تهيهكنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.
تري هچر : Terry Hatcher
هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همينخاطر مبتلا به مشكلات روحي شد. وقتي كمي بزرگتر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويقكننده) تيم راگبي (سان فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول ميگرفت.
آدولف هيتلر : Hitler
در كودكي به مدرسه كليسا ميرفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شبها را در پانسيون ميگذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) ميكرد و كارت پستال ميكشيد. اگر جنگ جهاني اول شروع نميشد شايد او يك نقاش شكستخورده ميشد.
ولي پس از شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او آنقدر از جنگ لذت ميبرد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.
سيلوستر استالونه : S.Stalone
هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسيهايش ميگفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.
جنيفر لوپز : J.Lopez
مدتها قبل از آنكه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس سادهاي بر تن ميكرد و به دادگستري ميرفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك (مشاور قضايي) بود.
بنيتو موسوليني : Mosilini
ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار ميكرد و داستان دنبالهدار مينوشت. يكي از داستانهاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال قرن هفدهمي و معشوقهاش را بيان ميكرد.
فيدل كاسترو : Fidel Castro
شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيمهاي مهم ليگ آمريكا بازي ميكرد ولي اين گفته اشتباهاست. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار ميكرد. او در سال 1946 در مسابقات بيسبال دانشگاههاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام ميداد. نكته اينجاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.
بيل گيتس : Bill Gates
فکر نميکنم فردي در جهان وجود داشته باشه که "بيل گيتس" رو نشناسه. مردي که سالهاي متوالي ثروتمندترين مرد جهان بود(جايي خوندم که امسال ثروتمندترين مرد جهان فرد ديگري شناخته شده). بيل گيتس در عمارت كنگره واشنگتن پادو بود.
ويليام واتكينز : William D. Watkins
رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني كار ميكرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه از كنترل خارج ميشدند باشد.
بيل موري : Bill Murray
كمدين آمريكايي بيرون يك بقالي ميايستاد و شاه بلوط ميفروخت. او مدتي نيز پيتزافروشي كرده است.
راش ليمبو : Rush Limbaugh
مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس ميزد.
رابين ويليامز : Robin Williams
هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا ميكرد.
تامي هيل فايگر : TOMMY HILFIGER
از طراحان بنام و معروف لباس كه لباسهاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس هاليوود ديده ميشود، زماني كه هيچ فروشندهاي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را در مغازهاش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را ميفروخت.
جري سينفلد : Jerry Seinfeld
كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ ميفروخت.
دمي مور : Demi Moore
كه سالهاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك مغازه ظروف كرايه كار ميكرد.
جنيفر انيستون : Jennifer Aniston
پيشخدمت رستوران بود.
براد پيت : Brad Pitt
شوهر سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل ميكرد.
گارت بروكس : Garth Brooks
چند ماه قبل از اينكه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمهفروشي بود.
جك نيكلسون : Jack Nicholson
بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار ميكرد.
استفان كينگ : Stephen King
نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانشآموزان را تميز ميكرد داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.
هريسون فورد : Harrison Ford
نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به چوب و نجاري روي ميآورد.
دن براون : Dan Brown
نويسنده رمان معروف (رمز داوينچي) كه قبل از ساخته شدن، فيلم آن به زبانهاي مختلف ترجمه شده بود، در يك دبيرستان به (تدريس) مشغول بود..
۱- قربانی بینام: عکسی از پرنده بیچارهای که در نفت گرفتار شده است. این عکس را خبرنگار آسوشیتد پرش -چارلی ریدل- در سوم ژوئن ۲۰۱۰ در جزیره گراند تری شرقی لوس آنجلس گرفت:
۲- تراژدی در هاییتی: این عکس را عکاس اعزامی تایم -شول شوارتز- در ۱۵ ژانویه سال ۲۰۱۰ گرفته است:
۳- پیدا کردن معدنچیان شیلیایی: در این عکس که در ۲۳ آگوست سال ۲۰۱۰ گرفته شده است، یکی از معدنچیان به نام فلورنسیو آوالوس به دوربین ویدئویی مینگرد که نیم مایل برای رسیدن به حفرهای که معدنچیان معدن مس و طلا در آن گرفتار شدهاند، به پایین هدایت شده است. دو ماه بعد، در طی یک عملیات نجات عظیم و بهیادماندنی، همه معدنچیان نجات یافتند:
۴- فوران آتشفشان در ایسلند: این عکس را یک عکاس آماتور گرفته است. عکاس این عکس، کسی نیست جز یک کشاورز ایسلندی که در نخستین ساعات فعالیت آتشفشان Eyjafjallajökull در ۱۴ آوریل سال ۲۰۱۰ این عکس را گرفت. خاکسترهای پرتاب شده به آسمان، حمل و نقل هوایی را در بهار، چند روزی بر فراز اروپا و آتلانتیک، مختل کردند و میلونها مسافر را آواره کردند:
۵- سیل در پاکستان: پدر و پسری در مسیر رود ظغیان کرده در پنجاب حرکت میکنند. این عکس در ۲۲ آگوست ۲۰۱۰، توسط عکاس تایم -دنیل برهولک- گرفته شد:
۶- رأیگیری در افغانستان: درازگوشی که صندوق رأی را حمل میکند و به روستاهایی میرساند که وسایل نقلیه نمیتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. عکس در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۰ در پنجشیر گرفته شده است:
۷- شورش در قرقیزستان: عکسی در هفتم آوریل ۲۰۱۰ در جریان ناآرامیها گرفته شد:
۸- بازگشت نظامیان آمریکایی از عراق: عکس در پنج آوریل ۲۰۱۰ گرفته شده است:
۹- مردم جنوب سودان، آماده رأی دادن میشوند: یک نوجوان در کمپی درجنوب سودان. مردم این منطقه در اوایل سال ۲۰۱۱ در همهپرسیای شرکت میکنند که به آنها استقلال خواهد بخشید:
۱۰- محل آرامش نهایی یک سرباز: یک سال پس از لغو ممنوعیت از پوشش رسانهای بازگشت و به خاکسپرده شدن سربازان کشته شده آمریکایی، این عکس از قبر یک سرباز ۲۷ ساله آمریکایی که در غرب افغانستان کشته، گرفته شد. در این عکس پسر سرباز درگذشته، در کنار سنگ قبر پدرش برای مادربزرگش، ژست گرفته است: