شعر "میراث" از شاعر "مهدی اخوان ثالث"
پوستینی کهنه دارم من
یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبار آلود
سالخوردی جاودان مانند
مانده میراث از نیاکانم مرا ، این روزگار آلود
جز
پدرم آیا کسی را می شناسم من
کز نیاکانم سخن گفتم ؟
نزد آن قومی که ذرات شرف در خانه ی خونشان
کرده جا را بهر هر چیز دگر ، حتی برای آدمیت ، تنگ
خنده دارد از نایکانی سخن گفتن ، که من گفتم
جز پدرم آری
من نیای دیگری نشناختم هرگز
نیز او چون من سخن می گفت
همچنین دنبال کن تا آن پدر جدم
کاندر اخم جنگلی ، خمیازه ی کوهی
روز و شب می گشت ، یا می خفت
این دبیر گیج و گول و کوردل : تاریخ
تا مذهب دفترش را گاهگه می خواست
با پریشان سرگذشتی از نیاکانم بیالاید
رعشه می افتادش اندر دست
در بنان درفشانش کلک
شیرین سلک می لرزید
حبرش اندر محبر پر لیقه چون سنگ سیه می بست
زانکه فریاد امیر عادلی چون رعد بر می خاست
هان ، کجایی ، ای عموی مهربان ! بنویس
ماه نو را دوش ما ، با چاکران ، در نیمه شب دیدیم
مادیان سرخ یال ما سه کرت تا سحر زایید
در کدامین عهد بوده ست اینچنین ، یا
آنچنان ، بنویس
لیک هیچت غم مباد از این
ای عموی مهربان ، تاریخ
پوستینی کهنه دارم من که می گوید
از نیاکانم برایم داستان ، تاریخ
من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست
نیز خون هیچ خان و پادشاهای نیست
وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت
کاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست
پوستینی کهنه دارم من
سالخوردی جاودان مانند
مرده ریگی دساتانگوی از نیاکانم ،که شب تا روز
گویدم چون و نگوید چند
سالها زین پیشتر در ساحل پر حاصل جیحون
بس پدرم از جان و دل کوشید
تا مگر کاین پوستین را نو کند بنیاد
او چنین می گفت و بودش یاد
داشت کم کم شبکلاه و جبه ی من نو ترک می شد
کشتگاهم برگ و بر می داد
ناگهان توفان خشمی با شکوه و سرخگون برخاست
من سپردم زورق خود را به آن توفان و گفتم هر چه بادا باد
تا گشودم چشم ، دیدم تشنه لب بر ساحل خشک کشفرودم
پوستین
کهنه ی دیرینه ام با من
اندرون ، ناچار ، مالامال نور معرفت شد باز
هم بدان سان کز ازل بودم
باز او ماند و سه پستان و گل زوفا
باز او ماند و سکنگور و سیه دانه
و آن بآیین حجره زارانی
کانچه بینی در کتاب تحفه ی هندی
هر یکی خوابیده او را در یکی
خانه
روز رحل پوستینش را به ما بخشید
ما پس از او پنج تن بودیم
من بسان کاروانسالارشان بودم
کاروانسالار ره نشناس
اوفتان و خیزان
تا بدین غایت که بینی ، راه پیمودیم
سالها زین پیشتر من نیز
خواستم کاین پوستیم را نو کنم بنیاد
با هزاران آستین
چرکین دیگر برکشیدم از جگر فریاد
این مباد ! آن باد
ناگهان توفان بیرحمی سیه برخاست
پوستینی کهنه دارم ن
یادگار از روزگارانی غبار آلود
مانده میراث از نیاکانم مرا ، این روزگار آلود
های ، فرزندم
بشنو و هشدار
بعد من این سلخورد جاودان
مانند
با بر و دوش تو دارد کار
لیک هیچت غم مباد از این
کو ،کدامین جبه ی زربفت رنگین میشناسی تو
کز مرقع پوستین کهنه ی من پاکتر باشد ؟
با کدامین خلعتش آیا بدل سازم
که من نه در سودا ضرر باشد ؟
ای دختر جان
همچنانش پاک و دور از رقعه ی آلودگان می دار
درآمد
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
چها که می بینم و باور ندارم
چها ،چها ، چها ، که می بینم و باور ندارم
مویه
حذر نجویم از هر چه مرا برسر آید
گو در آید ، در آید
که بگذر ندارد و من هم که بگذر ندارم
برگشت به فرود
اگرچه باور ندارم که یاور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
مخالف
سپیده سر زد و من خوابم نبرده باز
نه خوابم که سیر
ستاره و مهتابم نبرده باز
چه آرزوها که داشتیم و دگر نداریم
خبر نداریم
خوشا کزین بستر دیگر ، سر بر نداریم
برگشت
در این غم ، چون شمع ماتم
عجب که از گریه آبم نبرده باز
چها چها چها که می بینم و باور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
1. هميشه حرفي را بزن که بتواني بنويسي، چيزي را بنويس که بتواني امضايش کني و چيزي را امضا کن که بتواني پايش بايستي.
2. آنانکه تجربههاي گذشته را به خاطر نميآورند محکوم به تکرار اشتباهند.
3. وقتي به چيزي ميرسي بنگر که در ازاي آن از چه گذشتهاي.
4. آدمهاي بزرگ شرايط را خلق ميکنند و آدم هاي کوچک از آن تبعيت ميکنند.
5. آدمهاي موفق به انديشههايشان عمل ميکنند اما سايرين تنها به سختي انجام آن ميانديشند.
6. گاهي خوردن لگدي از پشت، برداشتن گامي به جلو است.
7. هرگز به کسي که براي احساس تو ارزش قايل نيست دل نبند.
8. هميشه توان اين را داشته باش تا از کسي يا چيزي که آزارت ميدهد به راحتي دل بکني
9. به کساني که خوبي ديگران را بيارزش يا از روي توقع ميدانند، خوبي نکن و اگر خوبي کردي انتظار قدرداني نداشته باش.
10. قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.
11. هرگاه با آدمهاي موفق مشورت کني شريک تفکر روشن آنها خواهي بود.
12. وقتي خوشبخت هستي که وجودت آرامش بخش ديگران باشد.
13. به خودت بياموز هرکسي ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.
14. هرگز براي عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچهاي مي رسي که زندگيت را روشن ميکند.
15. هرگاه نتوانستي اشتباهي را ببخشي آن از کوچکي قلب توست، نه بزرگي اشتباه.
16. عادت کن هميشه حتي وقتي عصباني هستي عاقبت کار را در نظر بگيري.
17. آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهايي را که باز ميشوند، نبيني
18. تملق کار ابلهان است.
19. کسي که براي آباداني ميکوشد جهان از او به نيکي ياد مي کند.
20. آنکه براي رسيدن به تو از همه کس ميگذرد عاقبت روزي تو را تنها خواهد گذاشت.
21. نتيجه گيري سريع در رخدادهاي مهم زندگي از بيخردي است.
22. هيچ گاه ابزار رسيدن به خواسته ديگران نشو.
23.از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کني.
24. دوست برادري است که طبق ميل خود انتخابش ميکني .
خورخه لوییس بورخس
در ادامه
.
.
.
.
.
.
.
.
به دنبـال خـدا نگـرد
به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد
خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست
او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از مابگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی
دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند
خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:
سرانجام مسابقه ای دیگر از ریش و سیبیلو های حرفه ای دنیا در همین چند روز پیش در نروژ برگزار شد. این مسابقه که هر دو سال یکبار در شهرستان تروندهایم نروژ برگزار می شود برندگانی هم دارد که شامل خفن ترین و دیدنی ترین ریش و سبیل داران این صنف هستند. البته دلیل اصلی این مسابقه رقابت نیست بلکه در نظر گرفتن لذت تماشاگران و ابتکاراتی است که این جماعت ریشــو و سبیلــو برای مطرح کردن خودشون بکار می برند.
در این مسابقه که بعنوان جام جهانی ریش و سبیل سال 2011 نام گرفت 163 مرد ریش و سیبیلو از 15 کشور دنیا از قبیل: آمریکا، سوئیس، بلژیک، کانادا، آلمان، ایتالیا، سوئد، ایسلند، استرالیا، نیوزلند، اتریش، دانمارک، فنلاند، هلند و نروژ حضور داشتند که بیشترین تعداد برندگان این مسابقه آلمانی ها بودند.
هفته پیش سازمان سنجش نتایج قبولشدگان کاردانی و کارشناسی دانشگاه جامع علمی کاربردی را اعلام کرد و داوطلبان پذیرش شده باچه ذوق و شوری همراه با والدین از مسافتهای دور و نزدیک برای نامنویسی و شروع اولین ترم تحصیلی خود وارد دانشکده شدند. دو روز است که باران ملایمی شب و روز مصفای روز بهاری این شهر خطه شمال جنوبیان گردیده و این طراوت طبیعت را به فال سرسبزی بهار و تابستان این دیار میشماریم. به قیافه هاکه توجه میکردم چقدر ساده و بی آلایش و بی آرایش بدنبال ثبت نام بودند و با اصطراب خاصی مدارک خود را مهیا میکردند و غربت محل جدید در ذهن آنان چه اینده ای را رقم میزد.( خدا میداند) . غالبا دانشجویان در ترمهای سوم به بعد پوست عوض میکنند و شخصیتی کاملا متفاوت نسبت به روزهای اوان پیدا میکنند . همین هیاهو برای من خلوتی ایجاد کرد تا خاطرات گذشته دوران دانشجویی خودم را مرور کنم .قصد کردم خاطرات را به نثر بکشم که فل بداهه حاصلش این عبارات زیر شد.
باغـهای باصفا و درختزارها و جویبارها و چشمه سارها از دیرباز مورد دلبستــگی مـا ایرانیـها بوده و مردم این سرزمـین همواره به طبیعت و درخت و گل و سبزه عشق می ورزیدند و شهرهای تاریخی ایران نیز همواره پذیرای حضور باغ در اشکال گوناگون خود بودهاند، بطوریکه نحوه حضور و ظهور باغ در شهر دارای ابعاد بسیار متفاوتی است و در هر کجا بسته به محیط، اقلیم و فرهنگ شکل خاصی را پذیرفته است.
از آنجا که گستره باغ ایرانی تنها به تک باغها خلاصه نمیشود و میتوان ابعاد متفاوتی از حضور این پدیده در زندگی خصوصی و جمعی ایرانیان بر شمرد و از آنجا که مقیاس باغ ایرانی از حیاط کوچکترین خانهها تا مقیاس شهر، پایتختهایی چون اصفهان عهد صفوی جلوه مینماید، از این رو جایگاه باغ در شهرهای ایرانی از اهمیت خاصی برخوردار است که با توجه به نزدیکی به نوروز و فصل گشت و گذار در این ایمیل چند نمونه از باغهای تاریخی و مشهور سرزمینمان ایران به شما دوستان پرشیـن استارمعرفی می شود.
باغ ارم شیراز
باغ ارم شیراز به عنوان مكانی دیدنی و تفریحی مورد بازدید گردشگران قرار میگیرد. شیوه معماری عمارت باغ ارم كه در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار بنا گردیده با ویژگیهایی كه دارد همچون سایر بناهای همانند آن دوره پیروی از اسلوب معماری زندیه و صفویه است. موقعیت باغ ارم در شمال غربی شیراز در خیابان ارم قرار دارد. به طوری كه از اسناد تاریخی بر میآید، این باغ تا سال 1325 ه.ش. در خارج شهر شیراز و در سمت شمال غربی آن واقع بوده و اطراف آن بیابان و رودخانه و سنگلاخ بوده است.
با گسترش شهر شیراز، به تدریج این باغ در داخل شهر و در شمال غرب آن قرار گرفت و هم اكنون با گسترش بیشتر شهر شیراز به سمت غرب، این باغ در شمال شهر شیراز قرار گرفته است. باغ ارم از ضلع شمال غربی به بلوار دانشجو (خیابان آسیاب سه تایی)، از شمال شرقی به بلوار ارم و در رأس شمالی به میدان ارم محدود می گردد. این باغ در دامنه كوه آسیاب سه تایی قرار داشته و در حدود 3-2 كیلومتر تا كوه معروف بابا كوهی، در شهر شیراز فاصله دارد.
باغ جهان نمای شیراز
باغ جهاننما یكی از كهنترین باغهای شیراز است و در نزدیكی آرامگاه حافظ كه در دوران گذشته جزء صحرای جعفرآباد و مصلی بوده واقع شده است. در دوره سلسله آل مظفر و آل اینجو این باغ و دشت زیردست حوالی آن سرسبز و بسیار آباد بوده است. به دو دشت جعفرآباد و مصلی كه همواره پوشیده از باغهای جان نواز و روحافزا بوده در اشعار حافظ شیرازی اشاره شده است و از صفا و سرسبزی آن سخن به میان آمده است.
باغ جهاننما در هنگام اقامت تیمور گوركانی در شیراز، همچون سایر باغ های نامدار آن دوره مورد توجه واقع شده به طوری كه همانند آن باغ را در اطراف سمرقند هم احداث نموده و آن را جهان نما نامیده بود. باغ جهاننمای شیراز در دوره صفویه نیز آباد و با اهمیت بوده است. موقعیت باغ جهاننما در ضلع شرقی خیابان حافظ (دروازه قرآن) بالاتر از میدان حافظیه در شهر شیراز واقع شده است.
باغ چهل ستون اصفهان
شهر اصفهان به بركت وجود زاینده رود دارای باغهای متعدد و دشتهای سرسبز بوده است. باغ شهر اصفهان از جمله باغ شهرهای ایران و نماینده تجربهای كامل در رابطه با طراحی شهری از حدود 400 سال پیش از آغاز سلطنت صفویان در اصفهان است و باغ چهلستون اصفهان، نمونهای از یك باغ سلطنتی از دوره صفوی است. باغ چهل ستون که بالغ بر 67000 متر مربع مساحت دارد در دوره شاه عباس اول احداث شده و در وسط این باغ عمارت چهل ستون قرار دارد. در زمان شاه عباس دوم در این بنا تغییرات کلی پدید آمد و تالار آینه و تالار هجده ستون و دو اتاق شمالی و جنوبی تالار آینه و ایوان های طرفین سرسرای پادشاهی و حوض بزرگ مقابل تالار با کلیه تزئینات نقاشی و آینه کاری و کاشی کاری دیوارها و سقف ها به آن افزوده شده است.
باغ چهلستون درون شهر اصفهان و در شرق خیابان چهار باغ پایین و جنوب خیابان سپه و غرب میدان نقش جهان واقع شده است. باغ در بستر شهر و در میان سایر باغها شكل گرفته و به گونهای استقرار یافته بود كه امكان دسترسی به آن از سایر باغها میسر بوده است. مجموعهای از این باغها كه در امتداد چهارباغ شكل گرفته بودند یكی از شالودههای اصفهان عصر صفوی را شكل میدادند و نقش باغ چهلستون از این جنبه ممتاز است كه حلقه پیوند دهنده این شالوده و شالوده دیگر شهری یعنی مجموعه نقش جهان بوده است.
باغ چهلستون در بستر شهری خود با دیوارهایی از محیط پیرامون خود مجزا گشته و امروزه ارتباط آن با سایر عناصر شهری بسیار محدود گردیده و یا شاید بتوان گفت از بین رفته است. ارتباط میان عناصر عمده شهری (میدان نقش جهان و یا سایر بناهای عمومی تاریخی) هم از نظر عملكردی هم از نظر منظر شهری، درگذشته وجود داشته كه ساختار شهری را به روشنی تعریف مینموده است. هم اکنون ارتباط میان میدان نقش جهان و باغ چهلستون دیگر وجود ندارد. درگذشته به كمك فضاهای كوچك سرپوشیده میانی، مانند ورودیها و ملحقات این ارتباط وجود داشته است. باغ چهلستون در گذشته نه تنها در ساختار كلی شهر مفهوم روشنی داشته بلكه خود نیز از نمود و جلوه ویژهای برخوردار بوده است.
باغ عفیف آباد (گلشن) شیراز
باغ گلشن یكی از باغهای قدیمی شیراز است. این باغ در دوره صفویه از باغهای آباد و مهم شیراز و محل نزول پادشاهان بوده است. یعقوب خان ذوالقدر حكمران فارس در زمان شاه عباس صفوی، در قسمتی از اراضی این باغ قلعهای محكم ساخته و برای بنای این قلعه سنگهای گورستان جعفرآباد و مصلی را به كار برده است. پس از صفویه این قلعه ویـران شد و این باغ، سـال ها رونق و آبادانی خود را از دست داد. در سال 1863م (1284 ه.ق) میرزا علی محمد خان قوامالملك عمارت و باغ فعلی را احداث نمود. وی برای آبیاری درختان باغ كاریز لیمك را كه در قصر قمشه بود خریداری كرد.
در آن دوره كه معاصر حكومت قاجاریه است، باغ گلشن یكی از زیباترین باغ های شیراز به شمار می رفته است. دور این باغ حصاری از چینه گل كشیده و انواع درختان میوه به جز نارنج و خرمالو در آن كاشته بودند. همچنین خیابان هایی با ردیف درختان سرو و صنوبر و چنار و بید و عرعر و آبشارهای سنگی با آب جاری و دائمی در باغ احداث كرده بودند. در دو جانب آبشارها، گیاهان مرغ و چمن كاشته بودند. حوضی كه در صحن عمارت این باغ بوده بازمانده سالیان ویرانی باغ است.
باغ شاهزاده ماهان كرمان
باغ شاهزاده ماهان كرمان یكی از نمونه باغ تختهای ایرانی است كه از شرایط مساعد طبیعی ممتازترین بهره برداری را نموده است. باغ شاهزاده، ماهان در عصر قاجار در دوران یازده ساله فرمانفرمایی عبدالحمید میرزا ناصرالدوله (١٢٩٨ ه . ق تا ١٣٠٩ ه. ق) احداث گردید كه با مرگ وی ساخت باغ ناتمام ماند. محل استقرار این باغ در نزدیكی مقبره شاه نعمت الله ولی در دامنه ارتفاعات جوپار است.
وجود خاك حاصلخیز، آفتاب لازم، وزش باد ملایم و نسیم و بالاخره دسترسی به آب (قنات تیگران) امكان ایجاد باغی در آن مقیاس را در گسترهای خشك و بی آب و علف، معجزه گونه فراهم ساخته است. باغ شاهزاده ماهان با وجود همه كیفیتهای طبیعی و مصنوع خود به خاطر دگرگونی شرایط سیاسی و اجتماعی دوران برای مدت طولانی خارج از سكنه و متروك ماند و دچار آسیبهای فراوانی گردید. خرابیهای وارد شده، كلیه قسمت های باغ را شامل می گردید. ویرانی ها شامل بناهای اصلی و همچنین محوطه باغ بوده است. باغسازی و عناصر شكل دهنده باغ نیز (مانند آبراههها، استخرها، پیاده روها و بالأخره طبیعت گیاهی باغ، نظیر درختان، كرت ها و بسترهای گلكاری) از این گزند در امان نبودهاند.
باغ شاهزاده ماهان در فاصله 35 كیلومتری جنوب شرقی شهر كرمان و در فاصله 6 كیلومتری شهر ماهان در مسیر جاده كرمان، بم در نزدیكی ارتفاعات جوپار بنا گردیده است. این باغ در بستر كویر و در میان ارتفاعات جوپار و پلوار شكل گرفته است. كوههای پربرف جوپار منظر زیبایی در محور اصلی باغ ارائه می دهند كه از ویژگی های خاص این منطقه است. ارتفاع این منطقه از سطح دریای آزاد 1850 متر است و با توجه به این كه باغ شاهزاده در دامنه كوه جوپار قرار گرفته، از ارتفاع 2000 متر از سطح دریای آزاد برخوردار است.
باغ نیاوران (مجموعه فرهنگی- تاریخی) تهران
باغ نیاوران در شمالیترین نقاط شهر تهران و در دامنه رشته كوه های البرز واقع شده، ارتفاع این منطقه نزدیك به 1800 متر از سطح دریاست. محوطه محصور این مجموعه حدود 12 هكتار است و در مجموع از پوشش گیاهی و فضای سبز مناسبی برخوردار است. وجود اشجار و درختان كهنسال در این مجموعه نشان از قدمت و تاریخ چندین ده ساله آن است. بناهای این باغ متعلق به دوره های قاجار و پهلوی می باشد.
مجموعه فرهنگی، تاریخی نیاوران عرصه ای مشجر و محصور به شکل چند وجهی غیر منتظمی به وسعت 122350 متر مربع حدوداً 2/12 هکتار می باشد که سه کاخ (صاحبقرانیه)، (احمدشاهی) و (نیاوران) همراه با تعداد معتنابهی از بناها و فضاهای خدماتی، رفاهی را در میان دارد. از حیث موقعیت مکانی و سابقه استقرار، مجموعه را باید محدوده ای از توابع روستای قدیمی نیاوران محسوب نمود. روستای مذکور اگرچه همزمان با شکل گیری کاخ ییلاقی صاحبقرانیه در مقیاسی محدود رو به آبادانی گذاشت اما همچنان حتی در دوره حکومت پهلوی اول، واجد ساختارهای روستایی بود.
تنوع گونههای مختلف گیاهی از ویژگیهای بارز باغ نیاوران محسوب می شود كه عموماً شامل جمعیتی از گیاهان است كه با شرایط محیطی منطقه از سالها قبل سازگار بودهاند. تعدادی گونههای غیر بومی نیز در مجموعه موجود است كه به تدریج با شرایط محیطی منطقه سازگاری یافتهاند و زیبایی خاصی به مجموعه بخشیدهاند و هم اینک منطقه نیاوران که هنوز بخش هایی از چهره اولیه خود را حفظ نموده است همراه با محدوده پیرامونی و مشخصاً مجموعه فرهنگی، تاریخی نیاوران، در محدوده ناحیه 4 از منطقه 1 شهرداری تهران قرار دارد.
باغ دولت آباد یزد
در یادگارهای یزد، نوشته ایرج افشار آمده است که مطالعه تواریخ قدیم یزد نشان می دهد که باغ های مهم و بزرگ و زیبا از قدیم ترین ایام در آنجا ساخته می شده و ذکر بسیاری از آنها در آن کتب موجود است. از جمله در تاریخ جدید یزد از سی باغ نام رفته است. ولی افسوس که اثری از هیچکدام از آنها اکنون برجای نیست. باغ دولت آباد یزد از نمونه باغ های بزرگ ایران است که در سال 1160 هجری قمری در دوره زندیه بنا گردیده است. بادگیر مرتفع و زیبای آن با ارتفاع 33 متر از سطح زمین بلندترین بادگیری است که تاکنون شناسایی شده است. این باغ بزرگ یکی از بنیادها و آبادانی های محمدتقی خان مشهور به خان بزرگ، سر سلسه خاندان خوانین یزد و مرد مقتدر آن عهد است. او ابتدا قناتی با نام دولت آباد ایجاد کرد و سپس از آب آن قنات باغ دولت آباد را به وجود آورد. قنات تاریخی عظیم و مهم دولت آباد دارای قدمتی بیش از دویست سال است که از احداث پنج رشته قنات تشکیل شده است.
یزد به دلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباط خاصی كه به دلیل واقع شدن در مركز كشور داشته از روزگاران پیش همواره مورد توجه و دارای جایگاه ویژهای بوده است. استان یزد با شرایط آب و هوایی بیابانی گرم و خشك و مقدار متوسط بارندگی سالانه بین 50 تا 100 میلیمتر، یكی از خشكترین استانهای كشور به شمار میرود. اختلاف دمای شب و روز در این استان بین 9/11 تا 7/20 درجه سانتیگراد متغیر است.
باغ دولت آباد یزد با مساحتی بالغ بر 40000 متر مربع از مشهورترین و زیباترین باغهای شهر یزد محسوب میشود. ورودی اصلی باغ در ضلع غربی آن و به سمت بلوار دولت آباد گشوده میشود، ورودی كه هم اكنون مورد استفاده عموم قرار دارد در ضلع جنوبی باغ در كنار رودخانه خشك واقع گردیده است. علاوه بر آن درِ دیگری به خیابان انقلاب راه دارد كه در سمت شمالی مجموعه واقع شده است. باغ فین کاشان
شهر كاشان در حاشیه كویر در فاصله 220 كیلومتری جنوب شهر تهران و 86 كیلومتری جنوب شهر قم قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریای آزاد بین 940 تا 1130 متر میباشد و فین قصبه ای است در بخش مركزی شهرستان كاشان كه دارای دو قسمت جداگانه فین بزرگ و فین كوچك است و بعضی آن را فینین نامند. فین در شش هزار گزی باختر كاشان قرار گرفته است و به واسطه كثرت اشجار و آب و هوای خوب یكی از تفرجگاه های اطراف كاشان است. آب آن از چشمه معروف سلیمانیه و سفیدآب تأمین میشود و طبق نوشته دونالد ویلبر در كتاب باغ های ایرانی و كوشك های آن: "وقتی مسافر به شهر تاریخی كاشان نزدیك می گردد میتواند در سمت راست جاده، باغ فین را با سروهای زیبایش مشاهده كند، با بازدید از این نقطه می توان گفت كه مهمترین نقطه این شهر را دیده است."
ناحیه فین یكی از تفرجگاههای اطراف كاشان است و میتوان نسبت ناحیه فین به كاشان را مانند منطقه تجریش به تهران دانست. ناحیهای كه باغ فین در آن قرار گرفتهاست، به نام فین كوچك معروف بوده و در جنوب غربی شهر كاشان قرار دارد. باغ تاریخی فین در منتهی الیه جنوب شرقی جاده فین (خیابان امیركبیر) در شهر كاشان و در مجاورت مظهر چشمه تاریخی سلیمان قرار گرفتهاست. در گذشته در ناحیه فین منظومهای از باغها وجود داشته كه باغ فین با اهمیتترین و در حقیقت نگین آن منظومه بودهاست.