تفریحی ،آموزشی ،دانشگاهی

در باره ما
 

به وبلاگ من خوش آمدید

 

لينك روزانه
 
[Link_Title]
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:  تفریحی ،آموزشی ،دانشگاهی   در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد
 
كد هاي جاوا
 

 


مینیاتور های زیبا


 

 
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو
> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو

|

نوشته شده در چهارشنبه 25 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


پیشاپیش نوروز مبارک










__________________



♥ وتو چون مصرع شعری زیبا ♥
♥ سطر برجسته ای از زندگی من هستی ♥


|

نوشته شده در چهارشنبه 25 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


تصاویر دیدنی

 

1lci25bfhlbb28ysubnj.jpghttp://kocholo.org/img/images/fqtmrq0f1q1gi7fb6azn.jpghttp://kocholo.org/img/images/tjvfsa2ak7jgq6lh1.jpgqed4s59yggvxlr3w0rs.jpg qulg39ovsa1m9jt25fc7.jpguar6rqpt3dmne0v7de98.jpg


|

نوشته شده در چهارشنبه 25 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


قلب ها
 
مراقب قلب ها باشيم
 
وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم

پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم

وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم
 
و همچنان تنها می مانیم
 
 
هیچ چیز آسان تر از قلب نمي شکند
 
ژان پل سارتر
 
 

  


 

 

__._,_.___

|

نوشته شده در پنج‌شنبه 19 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


وصیت من

 

 


روزي فرا خواهد رسيد كه جسم من آنجا زير ملحفه سفيد پاكيزه اي كه از چهار طرفش زير تشك تخت بيمارستان رفته است، قرار مي گيرد و آدم هايي كه سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از كنارم مي گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسيد كه دكتر بگويد مغز من از كار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگيم به پايان رسيده است.

در چنين روزي، تلاش نكنيد به شكل مصنوعي و با استفاده از دستگاه، زندگيم را به من برگردانيد و اين را بستر مرگ من ندانيد. بگذاريد آن را بستر زندگي بنامم . بگذاريد جسمم به ديگران كمك كند كه به حيات خود ادامه دهند.

چشمهايم را به انساني بدهيد كه هرگز طلوع آفتاب ، چهره يك نوزاد و شكوه عشق را در چشم هاي يك زن نديده است. قلبم را به كسي هديه بدهيد كه ازقلب جز خاطره ي دردهايي پياپي و آزار دهنده چيزي به ياد ندارد. خونم را به نوجواني بدهيد كه او را از تصادف ماشين بيرون كشيده اند وكمكش كنيد تا زنده بماند ونوه هايش را ببيند. كليه هايم را به كسي بدهيد كه زندگيش به ماشيني بستگي دارد كه هر هفته خون او را تصفيه مي كند. استخوان هايم، عضلاتم، تك تك سلول هايم و اعصابم را برداريد و راهي پيدا كنيد كه آنها را به پاهاي يك كودك فلج پيوند بزنيد.

هر گوشه از مغز مرا بكاويد، سلول هايم را اگر لازم شد، برداريد و بگذاريد به رشد خود ادامه دهند تا به كمك آنها پسرك لالي بتواند با صداي دو رگه فرياد بزند ودخترك ناشنوايي زمزمه باران را روي شيشه اتاقش بشنود. آنچه را كه از من باقي مي ماند بسوزانيد و خاكسترم را به دست باد بسپاريد، تا گلها بشكفند. اگر قرار است چيزي از وجود مرا دفن كنيد بگذاريد خطاهايم، ضعفهايم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شيطان و روحم را به خدا بسپاريد و اگر گاهي دوست داشتيد يادم كنيد. عمل خيري انجام دهيد، يا به كسي كه نيازمند شماست، كلام محبت آميزي بگوييد. اگر آنچه را كه گفتم برايم انجام دهيد، هميشه زنده خواهم ماند.


رابرت. ن . تست

 

 

 

 

 


|

نوشته شده در پنج‌شنبه 19 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


تاریخ مشروطه

 

مجله عكسهاي تاريخي – شاهان قاجار و دوران مشروطه

مظفرالدين شاه قاجار

 

سلطان عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله (صدراعظم)

 

مظفرالدين شاه و عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله (صدراعظم)

 

ناصرالدين شاه قاجار

 

ناصرالدين شاه قاجار در سفر سوم خويش به اروپا به همراه جمعي از مقامات ايراني و خارجي در لندن 1. ناظم‌الدوله (ميرزاملكم خان) 2. علي‌اصغر امين‌السلطان 3. ناصرالدين شاه قاجار 4. ابوالقاسم ناصرالملك 5. مهدي وزير همايون 6. مهدي مجدالدوله

 

ناصرالدين شاه قاجار به همراه عده‌اي از رجال و خدمه خود در شكارگاه دوشان تپه در سال 1310ق 1. ابوالحسن اردلان 2. ناصرالدين شاه قاجار 3. غلامعلي عزيزالسلطان 4. اكبر سيف‌السلطان

 

آيت‌الله آقانجفي و آيت‌الله شيخ نورالله نجفي

 

آيت‌الله سيدمحمدحسن ميرزاي شيرازي صاحب فتواي تحريم تنباكو

 

آيت‌الله آقانجفي اصفهاني

 

ژوزف نوز بلژيكي (رئيس گمركات ايران) و همكارش پريم

 

عليقلي سردار اسعد بختياري

 

باقرخان سالار ملي

 

حسين پاشا اميربهادر جنگ

 

عليقلي سردار اسعد بختياري

 

محمدولي خان تنكابني (سپهدار اعظم)

 

حسين امين‌الضرب اصفهاني

 

جعفرقلي سردار بهادر (سرداراسعد بختياري) به همراه تفنگچيان بختياري

 

جعفرقلي سردار اسعد بختياري و محمدميرزا شمس‌الملك

 

عبدالحسين معزالسلطان (سردارمحيي) فرمانده مجاهدين گيلان

 

علي ارشدالدوله، فرمانده قواي محمدعلي شاه در جنگ با مشروطه‌خواهان لحظاتي قبل از تيرباران

 

محمدولي خان تنكابني (سپهدار اعظم) در ميهماني سفارت روس در تهران

 

عليرضاخان عضدالملك نايب‌السلطنه به اتفاق جمعي از رجال و مقامات دولتي از راست: محمدولي سپهدار اعظم، عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله، عليرضا عضدالملك، عبدالحسين ميرزا فرمانفرما، حسن مستوفي‌الممالك و عليقلي سرداراسعد بختياري

 

چند تن از سران و خوانين ايل بختياري در اواخر دوره ناصري از راست : محمدحسين سپهدار، اسفنديار بختياري، نجفقلي صمصام‌السلطنه، جعفرقلي سردار اسعد

 

نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري نخست‌وزير دوران مشروطيت

 

عزيمت ابوالقاسم ناصرالملك به مجلس شوراي ملي براي قبول نيابت سلطنت احمدشاه قاجار با حضور محمدولي خان خلعتبري (نخست‌وزير) و جمعي از سران و خوانين بختياري. 1. نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري 2. صادق صادق (مستشارالدوله) 3. ابوالقاسم ناصرالملك 4. محمدولي خلعتبري 5. حسن اسفندياري (محتشم‌السلطنه) 6. نصرت‌الله اميراعظم 7. عليقلي سردار اسعد 8. يوسف اميرمجاهد بختياري 9. نصير بختياري (سردار جنگ)

 

نجفقلي صمصام‌السلطنه بختياري با لباس رزم در دوره مشروطيت

 

مشروطه‌خواهان در زندان باغ شاه

 

جمعی از مشروطه خواهان هنگام ورود به مسجد سپهسالار

 

عده ای از مشروطه خواهان تبريز

 

تعدادی از مشروطه خواهان

 

تعدادی از مشروطه خواهان تهران

 

جمعی از مشروطه خواهان به فرماندهی "حاجی ميرپنج"

 

صحنه دار زدن ميرهاشم دوره چی – تهران رجب 1327 ق

 

در وسط محمدحسين امين‌الضرب نايب رئيس دوره اول مجلس شوراي ملي و رئيس اتاق تجارت تهران

 

نشسته : حاج محمدحسين امين‌الضرب، و چند تن از كاركنان تجارتخانه وي

 

كلنل محمدتقي خان پسيان فرمانده ژاندارمري ايالت خراسان در سال 1300 شمسي

 

سيد ضياءالدين طباطبايي

 

احمد قوام (قوام‌السلطنه) والي ايالت خراسان، قبل از رئيس‌الوزرائي سيد ضياءالدين طباطبايي

 

احمد قوام رئيس‌الوزراء و برخي از اعضاي كابينه وي در ملاقات با احمدشاه قاجار. 1. حسن اسفندياري 2. احمد قوام 3. مهديقلي مجدالدوله 4. محمدحسن ميرزا قاجار (وليعهد) 5. رضاخان سردارسپه 6. احمدشاه قاجار

 

نشسته از راست: محمدابراهيم شوكت‌الملك علم امير قائنات و ابراهيم قوام‌الملك شيرازي. ايستاده سمت چپ: مهدي معتصم‌السلطنه فرخ كارگزار خراسان

 

نجفقلي خان صمصام‌السلطنه بختياري والي انتصابي قوام‌السلطنه (رئيس‌الوزراء) براي خراسان

 

آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري

 

آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوري و آيت‌الله سيدعبدالله بهبهاني

 

آيت‌الله سيدمحمد طباطبايي

 

روحانيون مشروطه‌خواه در منزل ميرزا محسن صدرالعلما

 

مشروطه‌خواهان در كنار ديوار سفارت انگليس در ايام تحصن

 

اعدام شيخ فضل‌الله نوري در ميدان توپخانه

 
 
 
 
 
 

|

نوشته شده در پنج‌شنبه 19 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


شعر سهراب

دود می خیزد ز خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به
گیسوی سحر
خویش را از ساحل افکندم در آب
لیک از ژرفای دریای بی خبر
بر تن دیوارها طرح شکست
کس دگر رنگی در این سامان ندید
چشم می دوزد خیال روز و شب
از درون دل به تصویر امید
تا بدین منزل پا نهادم پای را
از درای کاروان بگسسته ام
گر چه می سوزم از
این آتش به جان
لیک بر این سوختن دل بسته ام
تیرگی پا می کشد از بام ها
صبح می خندد به راه شهرمن
دود می خیزد هنوز از خلوتم
با درون سوخته دارم سخن


|

نوشته شده در پنج‌شنبه 19 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


چالدران: آوردگاه دلیران ایران

چالدران: آوردگاه دلیران ایران

 
فرستاده‌شده از سوی مسعود لقمان در تاریخ ۲۹ - بهمن - ۱۳۸۹
 

مسعود لقمان- نام «چالدران» با جنگ ارتش ایران به رهبری شاه اسماعیل صفوی با عثمانی‌ها به رهبری سلطان سلیم اول در دهم شهریورماه ۸۹۳ خورشیدی گره خورده است. در این جنگ سپاه اندک‌شمار ایران، به‌رغم رشادت‌های فراوان، در برابر لشکر گران عثمانی که مجهز به سلاح‌های سنگین بود، شکست خورد.

گفتنی است، نام این شهر پیش‌تر «سیه چشمه» بود که به پاس یادبود شهیدان جنگ چالدران که جان خویش را بر سر دفاع از خاک ایران‌زمین دادند، به چالدران تغییر نام داد. بنا به گفته‌ی برخی پژوهش‌گران، چالدران در اصل «چهاردیران» به خاطر وجود چهار دیر یا کلیسا در این دیار بوده که به مرور زمان چالدران شده است.

مردم چالدران در کنار زبان ملی – پارسی- به ترکی آذربایجانی و کردی سخن می‌گویند.

گفتنی است چالدران به خاطر هوای خنک در تابستان، می‌تواند پذیرای گردش‌گران بسیاری باشد.

آرامگاه سید صدرالدین شیرازی و امیر عبدالباقی و سایر شهیدان جنگ چالدران / عکس از مسعود لقمان

آرامگاه سید صدرالدین شیرازی و امیر عبدالباقی و سایر شهیدان جنگ چالدران

سید صدرالدین، وزیر شاه اسماعیل صفوی، از جان‌باختگان جنگ چالدران است که آرامگاهش در کنار امیر عبدالباقی و دیگر شهیدان این جنگ، میعادگاه دوست‌داران ایران‌زمین است. این آرامگاه از بیرون شش‌گوشه و درونش مدور است.

گفتنی است در سال ۱۳۷۸ خورشیدی، سازمان میراث فرهنگی کشور با حفظ نقشه‌ی نخستین این آرامگاه، آن را بازسازی کرد و یادمان آجری گنبدداری بر فراز آن ساخت.

آرامگاه شیرین و فرهاد

آرامگاه شیرین و فرهادِ روستای سعدل، آرامگاهی صخره‌ای است که با اتاق‌های سنگی در دامنه‌ی کوهی کنده شده اشت. بومیان بر این باورند که اینجا را فرهاد در فراق شیرین کنده است، البته دیرینگی این آرامگاه به دوران اورارتویی (هزاره‌ی نخست پیش از میلاد) می‌رسد.

کلیسای تاتاووس یا قره‌کلیسا / عکس از مسعود لقمانکلیسای تاتاووس یا قره‌کلیسا / عکس از مسعود لقمان

کلیسای تاتاووس یا قره‌کلیسا

کلیسای تاریخی تاتاووس از زیبا‌ترین و پرنقش‌ونگارترین کلیساهای ارمنیان ایران است که در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی چالدران بر پهنه‌ی دشتی فراخ  خودنمایی می‌کند.

به تاتاووس، قره‌کلیسا نیز می‌گویند. «قرا» در زبان پهلوی آذری -زبان باستانی آذربایجان- به معنای بزرگ است که خود دگرگون‌یافته‌ی واژه‌ی کلان پارسی است که امروزه نیز به همین معنا در زبان پارسی کاربرد دارد و از آنجا که این کلیسا از بزرگ‌ترین کلیساهای شمال باختری ایران بوده، کلیسای بزرگ یا قره‌کلیسا نامیده می‌شده است.

گفتنی است هر سال در روزهای آخر تیرماه و هفته نخست امردادماه که برابر با کشته‌شدن تادی مقدس (تاتاووس) و پیروان مسیحی اوست، ارمنیان سراسر جهان برای زبارت آرامگاه او در قره‌کلیسا گردهم می‌آیند و آیین‌های ویژه‌ای را برپا می‌دارند.

قره‌کلیسا نهمین میراث ایران‌زمین است که در فهرست یونسکو ثبت شده است.

از دیگر آثار باستانی چالدران می‌توان به دخمه‌های اورارتویی دلیک داش و چهل پله، آثار اورارتویی آیگون، آثار ماه و خورشید، کلیساهای صخره‌ای و مناره‌ای سعدل، آرامگاه کشیش زاکاریان و آرامگاه ساندوخت متعلق به سده‌ی چهاردهم میلادی اشاره کرد.

 

برگرفته از تارنمای انجمن پژوهشی ایرانشهر

|

نوشته شده در پنج‌شنبه 19 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


حکایت قدیمی

زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده  بود؛.فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند.

آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.

روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.

  ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.

  مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند

  دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.

 و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

  دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به  شمردن ....یک...دو...سه...چهار...

  همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

  لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛

  خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛

  اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛

  هوس به مرکز زمین رفت؛

  دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛

  طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.

  و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...

  همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.

 در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.

  نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.

  دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.

 اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیراتنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی

  پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.

  دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.

  او از یافتن عشق ناامید شده بود.

  حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.

  دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد .

  عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش   صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.

  شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.

  او کور شده بود.

  دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمان کنم.»

  عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»

 و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.


|

نوشته شده در چهارشنبه 18 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


تصاویر نادر از دنیای هنرو...


 

 


 

The beatles


 


 

Vivien Leigh

Audrey Hepburn

Elvis Presley

Marilyn Monroe and Arthur Miller

Oscar Wilde

Dennis hopper

Bruce Lee

Audrey Hepburn

Alain Delon and Romy Schneider

John Travolta

Marlon Brando

Angelina Jolie with parents

Adolf Hitler

Jodie Foster

Michael Jackson, 1972

Alfred Hitchcock and his kids

David Bowie and Elizabeth Taylor

Pablo Picasso

 

 


|

نوشته شده در شنبه 14 اسفند 1389 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(1)


موضوعات
 » [Catgory_Title]
 

لينك دوستان
 » [Link_Title]

»فال حافظ

»جوک و اس ام اس

»قالب های نازترین

»زیباترین سایت ایرانی

»جدید ترین سایت عکس

»نازترین عکسهای ایرانی

 

آرشيو
 

خرداد 1393
اردیبهشت 1392
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389

 

نويسنده
 
نویسندگان
 
طراح قالب