تفریحی ،آموزشی ،دانشگاهی

در باره ما
 

به وبلاگ من خوش آمدید

 

لينك روزانه
 
[Link_Title]
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:  تفریحی ،آموزشی ،دانشگاهی   در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد
 
كد هاي جاوا
 

 


ثریا اسفندیاری

 

www.beautyprincess.persianblog.ir

مجله فرانسوی پاری ماچ (paris match) او را زیبا ترین زن جهان در عصر خود معرفی کرد.

لقب او در کشور‌های اروپایی پرنسسی با چشمانی زمردین است. او جزء زیباترین پرنسس های جهان است.

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

متولد 1311 روستایی در چهارمحال و بختیاری از پدر و مادری متجدد است. در اروپا بزرگ شد. مادرش خارجی بود.

عکس کودکی ثریا به همراه پدر و مادرش:

www.beautyprincess.persianblog.ir

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

مادر و برادر و خودش

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

مادر و ثریا

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

ثریا در نوجوانی

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

ثریا در سوییس

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

ثریا در خاطرات خود می‌نویسد که بزرگ‌ترین آرزوی او پیش از اینکه ملکهٔ ایران بشود، هنرپیشگی سینما بوده و پیش از اینکه برای اولین دیدار با شاه به کاخ سلطنتی برود با پدرش شرط کرده بود که اگر شاه او را نپسندید یا او از شاه خوشش نیامد، او را به هالیوود بفرستد

www.beautyprincess.persianblog.ir 

 

انتخاب ثریا برای همسری محمدرضا شاه به وسیله خواهر بزرگ‌تر شاه شمس در مهمانی سفارت ایران در لندن انجام گرفت.

www.beautyprincess.persianblog.ir

ثریا از شاه دارای فرزند نشد و شاید این مساله و نیز سخن چینی برخی درباریان در روابط این زوج کدورت ایجاد کرده باشد

 

با محمدرضا در پیک نیک

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

با محمدرضا در اسکی

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

  طلاق

به نظر، رویاهای مورد نظر ثریا در دربار ایران محقق نشد. شاه از ثریا خواست تا به سن مورتیز برود و روز ۲۴ بهمن ۱۳۳۶با تشریفات رسمی تهران را ترک گفت و بعد از آن دیگر هیچ وقت به ایران باز نگشت. در روز ۲۴ اسفند۱۳۳۶ از وی جدا شد و طلاق او از طریق مجلس شورای ملی اعلام گردید.

 

شاه نیز متنی به این عنوان تهیه کرد و با ابراز کمال تأسف وتألم و با تذکر اینکه ملکه ثریا پهلوی در تمام مدت همسری شاهنشاه از هیچ گونه خدمت و عطوفت و خیرخواهی نسبت به ملت ایران خودداری نفرموده و از هر حیث شایستگی مقام شامخ خود را داشته‌اند و در این مورد نیز با کمال علاقه و محبتی که فی‌مابین وجود دارد، آمادگی خود را برای قبول هر نوع تصمیمی که از طرف ذات شاهانه اتخاذ شود اعلام فرمودند. با اظهار نظر هیأت مشورتی، موافقت و با صرف نظر از احساسات شخصی خود در برابر مصالح عالیه مهمی تصمیم خویش را به جدایی اتخاذ فرمودند.

 

 ثریا در میانسالی در اروپا

 www.beautyprincess.persianblog.ir

او بالاخره به آرزویش یعنی بازیگری در فیلم جامه عمل پوشاند و در فیلم «سه چهرهٔ یک زن» Les trois visages d'une femme در ۱۳۴۴ بازی کرد و با کارگردان ایتالیایی فیلم، فرانکو ایندووینا آشنا شد. طبق مصاحبه بی‌بی‌سی با وی بر خلاف شایعات هیچ گونه رابطه احساسی با کارگردان فیلم نداشته و تا پایان عمر همچنان عاشق شاه بوده

 

عکسى در سنین بالا

http://up.iranblog.com/Files73/ab55ab5c2b634348a3ec.jpg

 

ثریا اسفندیاری در ۴ آبان ۱۳۸۰ در سن ۶۹ سالگی بر اثر سکته مغزی در پاریس درگذشت. مراسم تشیع جنازهٔ وی در کلیسایی آمریکایی در پاریس برگذار شد. در این مراسم اشرف پهلوی و غلامرضا پهلوی نیز حضور داشتند. ثریا را در قبرستانی در مونیخ آلمان دفن کردند.

http://up.iranblog.com/Files73/0f2258daa9a244139b2d.jpg 

برادر کوچکترش بیژن (۱۳۸۰- ۱۳۱۶) نیز یک هفته پس از فوت ثریا درگذشت. وی گفته بود: «بعد از او، من هم صحبتی ندارم.»

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

نمای کلوز آپ

www.beautyprincess.persianblog.ir

 

 

 

 

 

 


|

نوشته شده در شنبه 04 تیر 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


Instructions for properly hugging a baby:


1. First, uh, find a baby


2. Second, be sure that the object you found was
Indeed a baby by employing classic sniffing techniques.

3. Next you will need to flatten the baby before actually beginning theHugging process.



4. The 'paw slide'
Simply slide paws around baby and prepare for possible close-up.
 

 

5. Finally, if a camera is present, you will need to execute
the difficult and patented 'hug, smile, and lean' so as to
Achieve the best photo quality.


|

نوشته شده در شنبه 04 تیر 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


دانشگاه آزاد قزوينمطلب ارسالی ازpaniz

سلام.استاد.امتحان.خيلي.خيلي.سخت.بود.شرمنده.استاد.خواهش.ميكنم.يه.كمكي.به.من.كه.ترم.آخر.هستم.

بكنيد.تمنا.ميكنم.باور.كنيد.تلاش.خودمو.كرده.بودم.شرمنده.استاد.خواهشا.يه.لطفي.بكنيد.دهنمكي.


|

نوشته شده در سه‌شنبه 31 خرداد 1390 توسط paniz| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


میراث

شعر "میراث" از شاعر "مهدی اخوان ثالث"

پوستینی کهنه دارم من
یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبار آلود
سالخوردی جاودان مانند
مانده میراث از نیاکانم مرا ، این روزگار آلود
جز
پدرم آیا کسی را می شناسم من
کز نیاکانم سخن گفتم ؟
نزد آن قومی که ذرات شرف در خانه ی خونشان
کرده جا را بهر هر چیز دگر ، حتی برای آدمیت ، تنگ
خنده دارد از نایکانی سخن گفتن ، که من گفتم
جز پدرم آری
من نیای دیگری نشناختم هرگز
نیز او چون من سخن می گفت
همچنین دنبال کن تا آن پدر جدم
کاندر اخم جنگلی ، خمیازه ی کوهی
روز و شب می گشت ، یا می خفت
این دبیر گیج و گول و کوردل : تاریخ
تا مذهب دفترش را گاهگه می خواست
با پریشان سرگذشتی از نیاکانم بیالاید
رعشه می افتادش اندر دست
در بنان درفشانش کلک
شیرین سلک می لرزید
حبرش اندر محبر پر لیقه چون سنگ سیه می بست
زانکه فریاد امیر عادلی چون رعد بر می خاست
هان ، کجایی ، ای عموی مهربان ! بنویس
ماه نو را دوش ما ، با چاکران ، در نیمه شب دیدیم
مادیان سرخ یال ما سه کرت تا سحر زایید
در کدامین عهد بوده ست اینچنین ، یا
آنچنان ، بنویس
لیک هیچت غم مباد از این
ای عموی مهربان ، تاریخ
پوستینی کهنه دارم من که می گوید
از نیاکانم برایم داستان ، تاریخ
من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست
نیز خون هیچ خان و پادشاهای نیست
وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت
کاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست
پوستینی کهنه دارم من
سالخوردی جاودان مانند
مرده ریگی دساتانگوی از نیاکانم ،که شب تا روز
گویدم چون و نگوید چند
سالها زین پیشتر در ساحل پر حاصل جیحون
بس پدرم از جان و دل کوشید
تا مگر کاین پوستین را نو کند بنیاد
او چنین می گفت و بودش یاد
داشت کم کم شبکلاه و جبه ی من نو ترک می شد
کشتگاهم برگ و بر می داد
ناگهان توفان خشمی با شکوه و سرخگون برخاست
من سپردم زورق خود را به آن توفان و گفتم هر چه بادا باد
تا گشودم چشم ، دیدم تشنه لب بر ساحل خشک کشفرودم
پوستین
کهنه ی دیرینه ام با من
اندرون ، ناچار ، مالامال نور معرفت شد باز
هم بدان سان کز ازل بودم
باز او ماند و سه پستان و گل زوفا
باز او ماند و سکنگور و سیه دانه
و آن بآیین حجره زارانی
کانچه بینی در کتاب تحفه ی هندی
هر یکی خوابیده او را در یکی
خانه
روز رحل پوستینش را به ما بخشید
ما پس از او پنج تن بودیم
من بسان کاروانسالارشان بودم
کاروانسالار ره نشناس
اوفتان و خیزان
تا بدین غایت که بینی ، راه پیمودیم
سالها زین پیشتر من نیز
خواستم کاین پوستیم را نو کنم بنیاد
با هزاران آستین
چرکین دیگر برکشیدم از جگر فریاد
این مباد ! آن باد
ناگهان توفان بیرحمی سیه برخاست
پوستینی کهنه دارم ن
یادگار از روزگارانی غبار آلود
مانده میراث از نیاکانم مرا ، این روزگار آلود
های ، فرزندم
بشنو و هشدار
بعد من این سلخورد جاودان
مانند
با بر و دوش تو دارد کار
لیک هیچت غم مباد از این
کو ،کدامین جبه ی زربفت رنگین میشناسی تو
کز مرقع پوستین کهنه ی من پاکتر باشد ؟
با کدامین خلعتش آیا بدل سازم
که من نه در سودا ضرر باشد ؟
ای دختر جان
همچنانش پاک و دور از رقعه ی آلودگان می دار


|

نوشته شده در شنبه 28 خرداد 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


چه آرزو ها

 

شعر "چه آرزوها" از  "مهدی اخوان ثالث"

درآمد
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
چها که می بینم و باور ندارم
چها ،‌چها ، چها ، که می بینم و باور ندارم
مویه
حذر نجویم از هر چه مرا برسر آید
گو در آید ، در آید
که بگذر ندارد و من هم که بگذر ندارم
برگشت به فرود
اگرچه باور ندارم که یاور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم
مخالف
سپیده سر زد و من خوابم نبرده باز
نه خوابم که سیر
ستاره و مهتابم نبرده باز
چه آرزوها که داشتیم و دگر نداریم
خبر نداریم
خوشا کزین بستر دیگر ، سر بر نداریم
برگشت
در این غم ، چون شمع ماتم
عجب که از گریه آبم نبرده باز
چها چها چها که می بینم و باور ندارم
چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم

 

|

نوشته شده در شنبه 28 خرداد 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


مثل این است...



مثل این است، دراین خانه ی تار،
هرچه، با من سرکین است وعناد:
از کلاغی که بخواند بر بام
تاچراغی که بلرزاند باد.

مثل این است که می جنبد یاًس
بر سکونی که در این ویران جاست.
مثل این است که می خواند مرگ
در سکوتی که به غم خانه مراست.

مثل این است، در او با هر دم
به گریز است نشاطی از من.
مثل این است که پوشیده، در اوست
هرچه از بود، زغم پیراهن.

مثل این است که هر خشت در آن
سرنهاده ست به زانوی غمی.
هرستون کرده از او پای، دراز
به اجاق غم بیشی و کمی.

مثل این است همه چیز در او
سایه در سایه ی غم بنهفته ست.
همه شب مادر غم بر بالین
قصه ی مرگ به گوش اش گفته ست.

مثل این است که در ایوانش
هر شب اشباح عزا می گیرند.
بیوه گان لاجرم، از تنگ غروب
زیر سرهرتاق  جا می گیرند.

مثل این است که در آتش روز
ظلمت سرد شبش مستتر است.
مثل این است که از اول شب
غم فردا پس در منتظر است.

خانه ویران! که در او، حسرت مرگ
اشک می ریزد برهیکل زیست!
خانه ویران! که دراو، هرچه که هست
رنج دیروز و غم فردایی ست!

احمد شاملو - دفتر شعر باغ آینه


|

نوشته شده در شنبه 28 خرداد 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(1)


بينديـش و زندگي كن
 
 

 

 

 

جملاتی آموزنده برای اندیشیدن  


 

1.       هميشه حرفي را بزن که بتواني بنويسي، چيزي را بنويس که بتواني امضايش کني و چيزي را امضا کن که بتواني پايش  بايستي.

2.      آنانکه تجربه‌هاي گذشته را به خاطر نمي‌آورند محکوم به تکرار اشتباهند.


3.     وقتي به چيزي مي‌رسي بنگر که در ازاي آن از چه گذشته‌اي.


4.     آدم‌هاي بزرگ شرايط را خلق مي‌کنند و آدم هاي کوچک از آن تبعيت مي‌کنند.


5.     آدم‌هاي موفق به انديشه‌هايشان عمل مي‌کنند اما سايرين تنها به سختي انجام آن مي‌انديشند.


6.      گاهي خوردن لگدي از پشت، برداشتن گامي به جلو است.

7.     هرگز به کسي که براي احساس تو ارزش قايل نيست دل نبند.


8.     هميشه توان اين را داشته باش تا از کسي يا چيزي که آزارت مي‌دهد به راحتي دل بکني

9.      به کساني که خوبي ديگران را بي‌ارزش يا از روي توقع مي‌دانند، خوبي نکن و اگر خوبي کردي انتظار قدرداني نداشته باش.


10.   قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.


11.   هرگاه با آدم‌هاي موفق مشورت کني شريک تفکر روشن آنها خواهي بود.

12.  وقتي خوشبخت هستي که وجودت آرامش بخش ديگران باشد.


13. به خودت بياموز هرکسي ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.


14.  هرگز براي عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه‌اي مي رسي که زندگيت را روشن مي‌کند.

15.  هرگاه نتوانستي اشتباهي را ببخشي آن از کوچکي قلب توست، نه بزرگي اشتباه.


16.  عادت کن هميشه حتي وقتي عصباني هستي عاقبت کار را در نظر بگيري.


17. آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهايي را که باز مي‌شوند، نبيني


18. تملق کار ابلهان است.


19.  کسي که براي آباداني مي‌کوشد جهان از او به نيکي ياد مي کند.

20.  آنکه براي رسيدن به تو از همه کس مي‌گذرد عاقبت روزي تو را تنها خواهد گذاشت.

21.  نتيجه گيري سريع در رخدادهاي مهم زندگي از بي‌خردي است.

22. هيچ گاه ابزار رسيدن به خواسته ديگران نشو.

23.از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کني.

24. دوست برادري است که طبق ميل خود انتخابش مي‌کني .

خورخه لوییس بورخس

 

در ادامه

.

.

.

.

.

.

.

.

 

به دنبـال خـدا  نگـرد



به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست

زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:


آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟


|

نوشته شده در شنبه 28 خرداد 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


درد مشترک
 
 

|

نوشته شده در شنبه 28 خرداد 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


تعدادی از این عکس هارا هرگز ندیده اید



 

 
 

جشن ازدواج شهرآزاد پهلبد و هاوارد باريس (از اتباع كشور انگليس) از راست: شهرآزاد پهلبد، عبدالرضا پهلوي، هاوارد باريس، شمس پهلوي، تاج‌الملوك پهلوي، محمدرضا پهلوي، فرح پهلوي



شهرآزاد پهلبد و همسرش هاوارد باريس و عده‌اي از بستگان و اعضاي خانواده ايشان در يك مهماني از راست: شهيار پهلبد، مهرداد پهلبد، بئاتريس يانك (همسر شهباز پهلبد)، شهباز پهلبد، شمس پهلوي، هاوارد باريس، شهرآزاد پهلبد، تاج‌الملوك پهلوي، محمدرضا پهلوي، فرح پهلوي، مادر هاوارد باريس، پدر هاوارد باريس



از راست: مهرداد پهلبد، شمس پهلوي، فرح پهلوي، ملك حسين پادشاه اردن، همسر كارامانليس، محمدرضا پهلوي، همسر ملك حسين، كنستانليس كارامانليس (پادشاه يونان)، عبدالرضا پهلوي، پري سيما زند و شهرآزاد پهلبد
 
 

تاج‌الملوك پهلوي دومين همسر رضاشاه



هادي آتاباي همسر همدم‌السلطنه اولين فرزند رضاشاه



فاطمه پهلوي (همدم‌السلطنه) فرزند اولين همسر رضاشاه و دو تن از فرزندان همسران بعدي وي. از چپ: غلامرضا پهلوي (تنها فرزند توران اميرسليماني)، همدم‌السلطنه (تنها فرزند صفيه) و محمودرضا پهلوي (فرزند عصمت‌الملوك دولتشاهي)



محمدرضا پهلوي (وليعهد) و مادرش تاج‌الملوك پهلوي



تاج‌الملوك پهلوي در كنار فرزندان خود در سويس (1314ش) از چپ: شمس پهلوي، محمدرضا پهلوي، تاج‌الملوك پهلوي، عليرضا پهلوي و اشرف پهلوي
 
 



آندرويچ اسميرنوف، سفير شوروي در ايران به اتفاق همراهان خود در محوطه كاخ سعدآباد 1. آندرويچ اسميرنوف



حسن اسفندياري (محتشم‌السلطنه) رئيس مجلس شوراي ملي در ملاقات با آدولف هيتلر صدراعظم آلمان (1319-1320) از چپ: موسي نوري اسفندياري (سفير ايران در آلمان)، حسن اسفندياري و آدولف هيتلر



محمدرضا پهلوي و همسر وي فوزيه به همراه جمعي از مقامات كشور در بازديد از مقر نيروهاي نظامي انگليس در تهران 1. غلامرضا نورزاد 2. عيسي صديق 3. حسين علاء 4. مرتضي يزدان‌پناه 5. محمدرضا پهلوي 6. فوزيه 7. علي سهيلي (نخست‌وزير) 8. حاجيعلي رزم‌آرا 9. ابوالحسن اردلان (عزالممالك) 10. علي‌اصغر مؤدب نفيسي 11. قاسم غني 12. حميد سياح 13. مصطفي عدل (منصورالسلطنه) 14. محمد ساعد مراغه‌اي 15. عبدالحسين هژير 16. محسن قراگزلو 17. يوسف شكرايي
 

ملاقات محمدرضا پهلوي با وينستون چرچيل نخست‌وزير انگلستان، در محل سفارت اين كشور در تهران (8/9/1322) از راست: وينستون چرچيل، اسماعيل شفائي، محمدرضا پهلوي، حسين علاء ، محمد ساعد مراغه‌اي (وزير امور خارجه) و علي سهيلي (نخست‌وزير)



سران كشورهاي متفق در حاشيه برگزاري ”كنفرانس تهران“، در محل سفارت شوروي (6/9/1322) 1. ژوزف استالين (نخست‌وزير شوروي) 2. وياچسلاو ميخائيلويچ مولوتف (وزير امور خارجه شوروي) 3. اورل هريمن (سفير آمريكا در مسكو) 4. فرانكلين روزولت (رئيس‌جمهور آمريكا) 5. آنتوني ايدن (وزير امور خارجه آمريكا) 6. وينستون چرچيل (نخست‌وزير انگلستان)


 
 
 
 
  
من فکر میکنم پیشرفت معنوی، در یک مقطعی ایجاب میکند که ما از کشتن حیوانات برای نیازهای جسمانی مان صرف نظر کنیم. ‹ماهاتما گاندی›

 


|

نوشته شده در پنج‌شنبه 05 خرداد 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(1)


مسابقه عجیب ترین ریش و سیبیل ها در نروژ !



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرانجام مسابقه ای دیگر از ریش و سیبیلو های حرفه ای دنیا در همین چند روز پیش در نروژ برگزار شد. این مسابقه که هر دو سال یکبار در شهرستان تروندهایم نروژ برگزار می شود برندگانی هم دارد که شامل خفن ترین و دیدنی ترین ریش و سبیل داران این صنف هستند. البته دلیل اصلی این مسابقه رقابت نیست بلکه در نظر گرفتن لذت تماشاگران و ابتکاراتی است که این جماعت ریشــو و سبیلــو برای مطرح کردن خودشون بکار می برند.

در این مسابقه که بعنوان جام جهانی ریش و سبیل سال 2011 نام گرفت 163 مرد ریش و سیبیلو از 15 کشور دنیا از قبیل: آمریکا، سوئیس، بلژیک، کانادا، آلمان، ایتالیا، سوئد، ایسلند، استرالیا، نیوزلند، اتریش، دانمارک، فنلاند، هلند و نروژ حضور داشتند که بیشترین تعداد برندگان این مسابقه آلمانی ها بودند.











































|

نوشته شده در پنج‌شنبه 05 خرداد 1390 توسط fathi| لينك ثابت | ارسال نظر(0)


موضوعات
 » [Catgory_Title]
 

لينك دوستان
 » [Link_Title]

»فال حافظ

»جوک و اس ام اس

»قالب های نازترین

»زیباترین سایت ایرانی

»جدید ترین سایت عکس

»نازترین عکسهای ایرانی

 

آرشيو
 

خرداد 1393
اردیبهشت 1392
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389

 

نويسنده
 
نویسندگان
 
طراح قالب