تفریحی ،آموزشی ،دانشگاهی

در باره ما
 

به وبلاگ من خوش آمدید

 

لينك روزانه
 
[Link_Title]
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:  شیطنت های دوران دانشجویی   در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد
 
كد هاي جاوا
 

 


شیطنت های دوران دانشجویی

 

هفته پیش سازمان سنجش نتایج قبولشدگان کاردانی و کارشناسی دانشگاه جامع علمی کاربردی را اعلام کرد و داوطلبان پذیرش شده با  چه ذوق و شوری همراه با والدین از مسافتهای دور و نزدیک برای نامنویسی و شروع اولین ترم تحصیلی خود وارد دانشکده شدند. دو روز است که باران ملایمی شب و روز مصفای روز بهاری این شهر خطه شمال جنوبیان گردیده و این طراوت طبیعت را به فال سرسبزی بهار و تابستان این دیار میشماریم.  به قیافه ها  که توجه میکردم چقدر ساده و بی آلایش و بی آرایش بدنبال ثبت نام بودند و با اصطراب خاصی مدارک خود را مهیا میکردند و غربت محل جدید در ذهن آنان چه اینده ای را رقم میزد.( خدا میداند) . غالبا دانشجویان در ترمهای سوم به بعد پوست عوض میکنند و شخصیتی کاملا متفاوت نسبت به روزهای اوان پیدا میکنند . همین هیاهو برای من خلوتی ایجاد کرد تا خاطرات گذشته دوران دانشجویی خودم را مرور کنم .قصد کردم خاطرات را به نثر بکشم که فل بداهه  حاصلش این عبارات زیر شد.

شیطنت های دوران دانشجویی

یادم آمد روز باران

روز شیطنت های فراوان

روزی که دانشجو بودم

اولین روز بهاران

سرخوش و خندان و حیران

از غرور و کبر و رندی

مست از جستن ز کنکور

آن هیولای  سه هفت خوان

افتخارم بس به فامیل

میدهم پوز به این و آن

 

کوله ی هجرت به بستم

از دیار خود به جستم

آمدم به شهری  معروف

شهری که نصف جهان بود

در میان شهر آشوب

در شلوغی مست و مبهوت

غافل از جیب پر از پول

خوش خیال  در کسب مدرک

ثبت نام کردم به زحمت

خوش  خیال در اخذ اسکان

پوزش آنها ز اسکان

معضل اول شروع شد

گشتن غربت پی مسکن

امان از من گرفت مسکن

..... ادامه دارد..

وقایع سلف سرویس

بهترین روزش دوشنبه

چون نهارش بود دنبه

دنبه و گوشت جونده

نامش هم لاستیک کشنده

 کباب ناب نامش را نهادند

جوانان صف طولانی گرفتند

ژتون غائبین را هم گرفتند

هیاهو بود تا نوبت گرفتیم

یکی دوستان جلوتر میز گرفتیم

مقسم با سبیل داش مشتی

ملاقه می شمرد به آن درشتی

هر آنچه شانس آمد در ملاقه

همان تقدیر روزت بود آنن

کسی جرآت گفتن را نیآورد

کبابش کوتاه و نا پخته آید

...... ادامه دارد

 شیطنت دوستانه

به هر قوت لاموتی بود آن روز

شکم  مستور میگردید آن روز  

به نان و ادویه خوش بو گوارا

به انگاری که  نان  است و قلمبو

به دور هم خوشی کردیم تناول

یکی از دوستان از شهر تبریز

یکی دیگر ز شهر بیل و زنبیل

یکی از شهر گنبد دیگری خور

یکی از شهر شیراز و یکی نور

یکی از شهر قم ساده ودل پاک

برای جلب ما آورد سماق

همی تا اندکی غافل ز ما شد

برای جلب ما لیوان برآورد

دمی دوست دغل باز و رفیق باز

بکرد آغشته ظرف او پر از ماست

دگر دوست شریف دل بزک باز

بکرد آغشته ظرف او پر از راز

سماق و فلفل تند سیه راز

بکرد آتش بپا آن روز پر از راز

همه هم عهد گشتیم نا نگوئیم

کسی راز نهفته گفتنش فاش

...... ادامه دارد

 



|

نوشته شده در جمعه 09 اردیبهشت 1390 توسط | لينك ثابت | ارسال نظر(0)


موضوعات
 » [Catgory_Title]
 

لينك دوستان
 » [Link_Title]

»فال حافظ

»جوک و اس ام اس

»قالب های نازترین

»زیباترین سایت ایرانی

»جدید ترین سایت عکس

»نازترین عکسهای ایرانی

 

آرشيو
 

خرداد 1393
اردیبهشت 1392
آبان 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389

 

نويسنده
 
نویسندگان
 
طراح قالب